close
تبلیغات در اینترنت
انشا پایه هشتم

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

 انشا تصویر نویسی پایه هشتم صفحه 23

پایه هشتم صفحه 23 

 

 در روستا ها همیشه نشاط و دلگرمی و مردم داری در میان مردم موج می زند و مردمان اهل روستا ها بسیار مردمی مهمان نواز و نوع دوست هستند .

خانه های روستایی با خشت و گل ساخته شده اند اما با ته دل چون عمر آن خانه ها گاهی به هزار سال می کشد و شاید شما هم در مسیرتان خانه های گلی را دیده باشید که شاید نصف از آن سالم مانده باشد .

ادامه مطلب

انشا طبیعت تصویر نویسی

 

 

انشا طبیعت تصویر نویسی پایه هشتم – صفحه 23

 

 

 

آسمان صاف و هوا پاک است . خانه های خشتی در دامنه کوه آرمیده اند . سقف های شیب دار خانه ها حکایت از بارش فراوان می کنند . فصل پاییز با هوای سوزناک برگ های زرد درختان را بر زمین فرو می ریزد . درب خانه ها در این روستا قفل ندارد و دیوار خانه ها بسیار کوتاه است .  همه مردم روستا مانند اعضای یک خانواده با همدیگر مهربان و صمیمی هستند . 

ادامه مطلب
 



انشا ساده نویسی حکایت وزیر انوشیروان پایه هشتم





ساده نویسی حکایت به روزگار ، انوشیروان ، روزی وزیرش ؛ پایه هشتم صفحه 95




ساده نویسی حکایت وزیر انوشیروان :
در روزگار قدیم ، بزرگمهر ، وزیر انوشیروان نزد او رفت . انوشیروان از او پرسید : ای وزیر ، آیا تو همه چیز را می دانی ؟

بزرگمهر ، خجالت کشید و گفت : نه ای پادشاه .

انوشیروان پرسید : پس چه کسی همه چیز را می داند ؟

بزرگمهر گفت : همه چیز را همه می دانند ولی همه ، هنوز به دنیا نیامده اند .



ادامه مطلب
انشا طبیعت تصویر نویسی




انشا طبیعت تصویر نویسی پایه هشتم – صفحه 23

 

 

آسمان آبی است . خالی از هر کلمه ای که از زیبایی آن بکاهد . دسته ای از پرندگان در آسمان پرواز می کنند و با هم سخن می گویند . دریاچه ای بزرگ و زیبا که اطراف آن را بوته های گل فرا گرفته است . بوته هایی با گل های رنگارنگ .



 

 

ادامه مطلب

انشا در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید


کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید


کتاب مهارت های  پایه هشتم درس هفتم  با موضوع قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید


در یکی از روز های خوب  بهاری همراه دوستانم روی ابرها در حال بازی بودیم ناگهان صدای بلند رعد و برق  به گوش رسید و ابر ها در حال مچاله شدن بودن و من همراه دوستانم از بالای ابرها به پاین سقوط کردیم .  من خیلیدر آن لحظه حس خوب و در کنار حس ترس داشتم وقتی که به زمین رسیدم درون یک رودخانه پر فشار افتادم که همه قطره های اطراف من  هم همراه با من  وارد رودخانه شدن

ادامه مطلب