انشا پایه هفتم هشتم نهم و دهم

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انشا پدر بزرگم» ثبت شده است

انشا پدر بزرگ

انشا پدر بزرگ




انشا پدر بزرگ




کسی هست که وقتی نا امید و سر خورده می شوم و دوست دارم مرگ را در آغوش بگیرم ، به من امید می دهد و یک زندگی دوباره و بدون دغدغه به من می بخشد ؛ دوستت دارم پدر بزرگ .

مردی بلند قد و خوش اندام با مو و ریش های مرتب و سفید پر پشتش که همیشه آن ها را شانه می کند و لباس تمیز می پوشد و همیشه خود را معطر می کند ، با دستانی پینه بسته مانند سنگ و چشمانی درخشان همچون مروارید و ابرو هایی کشیده و دندان های ریز و سفید مثل صدف ، او پدر بزرگم و شاید خدای دومم است.



ادامه مطلب...
۲۸ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Me ha

انشا پدر بزرگم

انشا پدر بزرگم




همیشه یاد و خاطر آدم های لوتی و باگذشت ، در ذهن انسان ها باقی می ماند ، و مهربانی هایشان در ذهن ها هک می شود.

پدر بزرگ خدا بیامرز من هم از این دسته آدم ها بود ، او موه های سیاه ، هیکلی ورزیده ، چهره ای سفید رنگ و کشیده داشت . و چشم هایی که انگار خداوند ، مقداری از آسمان آبی را در مردمک چشم هایش قرار داده بود ، به طوری که از نگاه هایش هرگز دلسیر نمی شدی.اما به دلیل آسیب رسیدن به یکی از پاهایش ، در حادثه ای ، در راه رفتن می لنگید . و همیشه در تمام خوشی ها و ناخوشی ها ، لبخند ملیحی بر روی گونه های پژمرده اش بود.

 



ادامه مطلب...
۲۸ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Me ha