close
تبلیغات در اینترنت
انشا ادبی زمستان

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

 متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستانی پایه دوازدهم صفحه 38

متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستانی پایه دوازدهم صفحه 38


مادرم صبح پنجره را با دستان پر مهر و عطوفتش باز کرد . از بیرون نسیم سردی به درون خانه وزید و صورت مرا نوازش کرد و از خواب بیدار شدم . 




ادامه مطلب

انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد


انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد

انشا ادبی زمستان گذشت و بهار آمد پایه دوازدهم صفحه 32



صبح با شنیدن آواز گنجشک هایی که بر روی درخت بودند از خواب خوش زمستانی بیدار شدم ؛ پرندگان زیبا با آواز خود خبر از رایحه ی جدیدی می دادند که به تازگی به مشامشان خورده بود . آن رایحه ، رایحه ی خوش بهار بود . 


هنگامی که رایحه ی بهاری به مشام انسان می رسد ، انسان از لذت شوق و احساسی که به او دست می دهد گویی بال درآورده و پرواز می کند . 


ادامه مطلب