close
تبلیغات در اینترنت
انشا - 36

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی
بازآفرینی ضرب المثل کلاغ و کبک

 


 


بازآفرینی ضرب المثل کلاغ و کبک


کتاب مهارت های نوشتاری  پایه هشتم صفحه 46 با موضوع بازنویسی ضرب المثل کلاغ و کبک


 روزی روزگاری در زمان قدیم  کلاغ سیاه رنگی در حال پرواز در آسمان آبی بود  کلاغ همان طور که پرواز می کرد  و از فضای اطراف خود لذت می برد  به کوهی با گل های  زیبا و خوشرنگ رسید و به سمت کوه رفت اما در پشت کوه  یک کبک زیبا و چشم گیر دید که با ناز  و اشوه و خرمان راه می رفت . کلا از دیدن آن  کبک زیبا  با ان طرز راه رفتن  زیبایش  بسیار خوشحال شد و با خود گفت  که من هم دوست داریم شبیه این کبک  زیبا راه بروم  پس در انجا ماند و همه کارایی کبک را زیر نظر گرفت  و هر روز به راه رفتن کبک نگاه می کرد تا از دور یاد بگیرد  و آ ن نیز همنطور راه برود  هر روز  که می گذشت کلاغ با تقلید از کبک  و فراموشی راه  رفتن خود روزها را می گذراند .. اما بعد از مدت ها کلاغ نه راه  رفتن کبک را توانست یاد بگیرد و نه دیگر راه رفتن قبل خودش را به یاد بیاورد  این گونه بود که گفتند کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد  راه رفتن خودش را هم فراموش کرد .


 

  این انشا اختصاصی  بوده و هنگام کپی کردن لطفا منبع  ذکر شود ممنونم


 دوستان نظر شما در مورد این انشا چی هست ؟

 

بازنویسی حکایت بروزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد


مهارت های نوشتاری پایه هفتم   صفحه 95 با موضوع بازنویسی حکایت  بروزگاری انوشیروان ,روزی وزیرش  بزرگمهر نزد او امد

 

 در روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر به نزد او رفته . انوشیروان گفت ای وزیر تو همه چی در عالم می دانی ؟

 بزرگمهر خجالت زده شد و گفت : نه ای پادشاه..

ادامه مطلب

بازنویسی حکایت شخصی شتر گم کرده بود

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم درس هستم صفحه 95 با موضوع حکایت  شخصی شتر گم کرده بود

 

 

 

بازنویسی حکایت

 

 

 

 یه نفری شتر گم کرده بود . قسم خورد که اگه شتر خودشو پیدا کنه آن را به یک درهم  (پول کم ) بفروشد . وقتی شتر خود را پیدا مرد  از قسمی که خورده بود پشیمون شد  برای این که قسمی که خورده بود نشکند گربه ی  در گردن شتر آویزان کرد  و داد زد که چه کسی این را می خرد ؟ شتری به یک درهم من می فروشم و گربه ای ب صد درم می فروشم اما هر دو را با هم می فروشم 

ادامه مطلب

انشا خاطره یک روز از کلاس

پنجشنبه 26 مهر 1397

 

انشاء با موضوع  خاطره یک روز از کلاس

 

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم درس 6 صفحه 81 با قالب خاطره یک روز از کلاس

 

 

 

 


به نام خداوند بخشنده مهربان

یک روز از کلاس : صبح ساعت 7:30 دقیقه وارد مدرسه شدم بعد از گذراندن صف و ورزش صبحگاهی به داخل کلاس درس رفتم  زنگ اول زبان انگلیسی  داشتیم  که معلم  وارد کلاس شد امتحان انگلیسی داشتیم و من همیشه از این درس  که برای بقیه  همیشه شیرین بود زیاد خوشم نمیومد و هیچوقت  هم  متوجه درس نمی شم  و هر چه قدر می خونم باز نمی تونستم نمرهی خوبی بگیرم اما تمام دیشب رو درس خوندم بودم تا امروز نمره ی خوبی بگیرم

 

ادامه مطلب

 

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم درس 6 با موضوع

مقایسه برخاستن از خواب در صبح روستا با بیدار شدن از خواب در شهر

 

انشا مقایسه برخواستن از خواب

 

 

 در یک صبح بهاری در روستای کوچکمان با صدای جیک جیک گنجشک ها  بیدار می شویم  و به کنار پنجره می رویم و پنچره را باز می کنیم و با یک نفس عمیق هوای سالم و پاک  روستا را می بلهیم و به ابر های  در اسمان ؛خورشید نورانی  به طبعیتی زیبا و سر سبز  به کوه های استوار و درخت های  بلند و زیبا نگاه می کنم و در دل به این همه زیبایی و پاکی شکر می گویم

ادامه مطلب