close
دانلود آهنگ جدید
انشا - 2

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

 

 

پایه دهم     درس دوم

 

 

نوشته عینی و ذهنی در مورد ستاره

 

 

 

 

 

 

نوع انشا:ذهنی    موضوع:ستاره

 

 

انشا درباره  ستاره شماره 1 : 



متن

روی ایوان ایستاده بودم و ب اسمان پر ستاره نگاه میکردم،صدای مرموزی مرا به خود جلب کرد ،نردبامی که گوشه ی حیاط بود تکان میخوردنزدیک تر شدم ولی چیزی نبود،ناگهان به سرم زد تا از پله های آن نردبام بالا روم .
پله ها را یکی یکی میگذراندم و گویی نردبام بلند تر میشد .همانگونه ک بی وقفه پله ها را سپری میکردم میتوانستم حضور گرمای ستارگان را در کنار خود حس کنم
روی یکی از پله ها متوقف شدم و دستم را دراز کردم تا ستاره ای را ب دست بگیرم .

ادامه مطلب

انشا با موضوع آزاد

 

سحر خیز باش تا کامروا باشی

 

 

 

 

در شهری بزرگ حاکمی بود که وزیری داشت که همیشه صبح زود قبل از طلوع آفتاب از خواب بر می خواست و به سمت دربار حرکت می کرد و همیشه به پادشاه می گفت سحر خیز باش تا کامروا باشی و حاکم از دست این سخن او بسیار عصبانی شده بود.

ادامه مطلب

3 بازنویسی


کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم درس پنجم صفحه 66 حکایت را به نثر ساده بنویسید

بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود

 

 

 

 

 

 

 

اصل حکایت :


شخصی خانه به کرایه گرفته بود . چوب های سقف بسیار صدا می داد . به خداوند ِ خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد . پاسخ داد : چوب های سقف ، ذکر خدا می کنند . گفت :"نیک است ؛ اما می ترسم این ذکر ، به سجود بینجامد".

عبید زاکانی

 

 

بازنویسی شماره یک :

 

 

شخصی خانه به کرایه گرفته بود .چوب های سقف بسیار صدا می داد به خداوند خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد پاسخ داد: چوب های سقف ذکر خدا می کنند.گفت نیک است  اما می ترسم این ذکر به سجود بینجامد


 

ادامه مطلب

 متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستانی پایه دوازدهم صفحه 38

متن ادبی درباره یک صبح سرد و برفی زمستانی پایه دوازدهم صفحه 38

 

 

انشا شماره 1 :

 

مادرم صبح پنجره را با دستان پر مهر و عطوفتش باز کرد . از بیرون نسیم سردی به درون خانه وزید و صورت مرا نوازش کرد و از خواب بیدار شدم . 

 

 

ادامه مطلب

انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد

 

انشا ادبی درباره زمستان گذشت و بهار آمد

انشا ادبی زمستان گذشت و بهار آمد پایه دوازدهم صفحه 32

 

 

انشا شماره 1 : 

 

 

صبح با شنیدن آواز گنجشک هایی که بر روی درخت بودند از خواب خوش زمستانی بیدار شدم ؛ پرندگان زیبا با آواز خود خبر از رایحه ی جدیدی می دادند که به تازگی به مشامشان خورده بود . آن رایحه ، رایحه ی خوش بهار بود . 

 

هنگامی که رایحه ی بهاری به مشام انسان می رسد ، انسان از لذت شوق و احساسی که به او دست می دهد گویی بال درآورده و پرواز می کند . 

ادامه مطلب