مرجع دانلود انشا پایه هفتم, هشتم,نهم

موضوعات

انشا در مورد صدای قار قار کلاغ

  کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم با موضوع صدای قار قار کلاغ

 انشا با موضوع صدای قار قار کلاغ

 در زمان های گذشته  تا به کنون مردم عقیده داشتند و دارند  که کلاغ به دلیل رنگ سیاه  بدون نشانه نحسی و اتفاق شوم است .به خصوص زمانی که در حال بیان حرفی یا اتفاقی باشید  و همان لحظه صدای قار قار کلاغ بیایید می گویند که باید در انجام این کار تعلیل صورت بگیرد چرا که کلاغ نشانه شوم بد است و عاقبت خوبی ندارد  بعد از صدای کلاغ آن کار  انجام شود یا خیلی  از مردم وقتی صدای کلاغی را بشنوند سعی می کنند که کلاغ را با سنگ یا تیر کمان  یا تفنگ بادی  بزنن یا به اصلاح دیگر بکشند .

اما از نظر شخصی من اگر در این  که کلاغ با صدایش قبل از کاری نشانه می دهد که باید در کاری که می خواید انجام دهید بیشتر فکر کنیم و با دقت بیشتر آن را انجام دهیم بسیار هم خوب است . زیرا  که مثل اژیری برای ان فرد می ماند که قار قار  خود به آن فرد یاد آوری می شود که باید قبل از انجام هر کاری ایتدا با حواسی جمع و با دقت فراوان انجام شود

گاهی این کلاغ به اصلاح شوم می تواند با دقت  و یا پرهیز و پشیمانی آن فرد موجب خودشانسی  و خوشبختی آن فرد باشید

بیایید مثبت بین باشیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۶م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 33243 بازدید

بازنویسی حکایت شخصی نزد طبیب رفت

کتاب مهارت های نوشتاری  پایه نهم درس ۵ صفحه ۷۰

بازنویسی حکایت  روزی شخصی نزد طبیب رفت

 روزی یک نفر به پیش پزشکی رفته بود  و بهش گفت  که شکمم دائم درد می کند آن را درمان کن که درد  بسیاری را تحمل می کنم .پزشک گفت امروز چه چیز هایی خورده ای ؟ مریض گفت نان سوخته . پزشک به یکی از خدمتکار یا پرستار های خود گفت  داروی  چشم  در چشم او بریزید . مریض گفت من شکمم درد می کند  داروی چشم را چکار کنم ؟

پزشک گفت اگر چشمت درست می دید نان سوخته نمی خوردی

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 4139 بازدید

باز نویسی حکایت شخصی به عیادت مریضی رفت

  کتاب مهارت های نوشتاری  پایه نهم درس ۸ صفحه ۱۰۷

باز نویسی حکایت  شخصی به عیادت مریضی رفت

یک نفر برای عیادت  و دیدن یک مریض رفت .بیش ان مریض ساعت ها نشست و در مورد موضوع های مختلفی حرف زد . در آخر از ان مریض یا بیمار پرسید از چه چیزی درد می کشی یا برای چی بیماری ؟

مریض گفت از زیاد نشستن تو …

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 3771 بازدید

بازنویسی ضرب المثل بار کج به منزل نمیرسد

 بازافرینی ضرب المثل بار کج به منزل نمیرسد

کتاب مهارت های نوشتاری  پایه هفتم  بار کج به منزل نمی رسد

در زمان های قدیم پسر جوانو بازیگوش در روستا زندگی می کرد  که از قضا دستش کج بود و دزدی می کرد و سر اطرافیان خود را کلا میذاشت  اما هر چه قدر دزدی می کرد و حق دیگران  را می خورد نه خانه خوبی داشت و نه غذا درست حسابی  برای خوردن داشت و  همیشه بدهکار بود  و از نظر مالی مشکل داشت روزی کیسه ای زر و سکه  دزدید بود از دست سربازان در حال فرار بود  بعد از دویدن زیاد و تنگی نفس و رهایی  از دست سرباز ها  گوشه ای دنج ایستاد  تا نفسی بکشد و دوباره بگریزد  و وقتی دست در جیب خود  کرد تا از وجود کیسه اطمینان کند هر چه قدر گشت اما کیسه ای در جیب  او نبود پیر مردی که در گوشه ی همان دیوار بود در نظاره گر رفتار پسر جوان بود و گفت ای جوان بار کج به منزل نمی رسد

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 238171 بازدید

بازنویسی حکایت حاکمی دو گوشش ناشنوا داشت

 کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم درس ۵ بازنویسی حکایت حاکمی دو گوش ناشنوا شد

حاکمی دو گوشش کر شد درمان دکترا هم هیچ تاثیری  نداشت .حاکم از این اتفاق که موجب شده بود که او هیچ صدایی از ادم مضلومی را نشنود خیلی ناراحت بود و نمی دانست  چکار کند روزی یک ادم دانا به پیش حاکم رفت و با اشاره و نوشتن به او گفت ای سلطان چرا غمگین هستی ؟

شما فقط یکی از حس های  خود را از دست دادی خداوند به شما حس های دیگر هم داده است که سالم اند . از آنها استفاده کنید .حاکم کمی فکر کرد و گفت ای مرد دانا حرف درستی  می گویی . من از این نعمت های دیگر خود غافل بودم

یا به نعمت های دیگر خود بی توجه  بودم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 16001 بازدید

تصویر ذهنی در ذهن خود ایجاد کنید

  انشا پایه هفتم درس ۷ صفحه ۸۶ با موضوع انشا تصویر ذهنی در ذهن خود ایجاد کنید بنویسید

در جنگلی سبز  با درختانی  بلند و زیبا قدم می زنم .  به هر سمتی که نگاه می کنم  همه جا پر از درختان صنوبر کاج به چشم می خورد .بوته های توت و تمشک را می بینم  به سمت بوته ها می روم و کمی از آن ها را می خوردم و از مزه ی  ترش و دلنشین آن لذت می برم … پرنده های خوش صدا  با آواز های زیبا  از ان سو به آن سو  پرواز می کننند

پروانه های رنگارنگ  را می بینم و به سمت ان  می روم . یکی از انها نظرم را جلب می کند دنبالش می روم تا بگیرمش از این طرف تا آن طرف و با این پروانه ی زیبا بازی میکنم و به هر طرف که می رود من را نیز به سمت خود می کشاند . اما پروانه به اوج می رود و من گمش می کنم ولی وقتی که به اطراف نگاه می کنم  می بینم که از جنگل خارج شدم و از دور صدای دریا را می شنوم میدوم تا به دریا برسم  ونسیمی ملایم  موهایم را به بازی می دهدوقتی به روبه روی دریا می رسم خورشید در حال غروب است و دریایی ابی  با اسمانی قرمز  لحظه ی ناب و بی نظیری را به وجود می اورد من  روی زمین می نشینم  در حالی که به دریای و غروب اسمان نگاه می کنم  و نسیمی ملایم می وزد

دوستان نظر شما در مورد این انشا چی بود ؟

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 8293 بازدید

جواب پیک های نوروزی سال ۹۶

سلام دوستان

 شما سوالات مربوط  به پیک نوروزی رو این جا توی ارسال نظرات ارسال کنید در کمترین زمان به شما جواب میدیم در همین پست

جواب پیک های نوروزی سال ۹۶,پیک های نوروزی سال ۹۶,پیک های نوروزی, جواب پیک نوروزی پایه اول,جواب پیک نوروزی پایه هفتم,جواب پیک نوروزی پایه هشتم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه اول سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه دوم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه سوم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه چهارم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه پنجم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه ششم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه هفتم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه هشتم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه نهم سال۹۶,جواب پیک نوروزی پایه دهم سال ۹۶,جواب همه پیک های نوروزی سال ۹۶,پیک نوروزی۹۶,راه حل های پیک های نوروزی سال

پیک نوروزی پایه هفتم,جواب پیک نوروزی پایه هفتم سال ۹۶,جواب پیک نوروزی پایه هفتم سال ۹۶,جواب همه پیک نوروزی ها ,پیک های نوروزی سال ۹۶

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۵م اسفند ۱۳۹۵
بازدید : 1100 بازدید

بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم صفحه ۳۶

بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست:

مردی چشم درد گرفت و پیش دام پزشک رفت که ای دکتر چشم هایم را درمان کن. دام پزشک از آن دارویی که در چشم های اسب  (حیوان) میریخت  و درمانشان می کرد  در چشم این مرد ریخت  و چشم مرد کور شد

مرد از ان دکتر به پیش قاضی شکایت کرد و قاضی گفت برای این دامپزشک هیچ تاوانی یا مجازاتی نیست زیرا اگر تو خر (حیوان) نبودی برای درمان درد یا بیماری خود پیش دام پزشک نمی رفتی

(گلستان سعدی)

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۲م اسفند ۱۳۹۵
بازدید : 43070 بازدید

حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هفتم درس پنجم صفحه ۶۶ حکایت را به نثر ساده بنویسید

بازنویسی حکایت شخصی خانه به کرایه گرفته بود

شخصی خانه به کرایه گرفته بود .چوب های سقف بسیار صدا می داد به خداوند خانه از بهر مومت آن سخن بگشاد پاسخ داد: پوب های سقف ذکر خدا می کنند.گفت نیک است  اما می ترسم این ذکر به سجود بینجامد

یه شخصی خانه ای اجاره گرفته بود که از قضا چوب های سقف این خانه بسیار صدا می کرد  با خداوند خان برای درست کردن ان خانه حرف زد و اینگونه پاسخ داد که پوب های این سقف با این صدا در حال ذکر و یاد خداوند هستند ان مرد گفت : درست می گویی اما من می ترسم که این یاد و ذکر سقف به سجده برسد( یعنی سقف ریزش کند)

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۱م اسفند ۱۳۹۵
بازدید : 9359 بازدید

حکایت مردی با سپری اهنین به میدان جنگ رفت

باز نویسی حکایت مردی با سپری آهنی به میدان جنگ رفته بود

مقایسه حکایت  با شکل باز نویسی شده ان:

در اصل حکایت  تنها شکل کلی و مطلب اصلی  داستان گفته می شود  و از جزئیات و گفتن کلمات حاشیه ای  و کلیشه ای خود داری شده است  در حالی که در باز نویسی حکایت  مطلب به صورت جامع تر همراه با جزیات و ذکر تمام نکات که برای بهتر متوجه شدن اتفاق پیش امده و تاثیر بهتر بر روی آن دارد و از نظر تعداد سطر نیز داستان باز نویسی شده بیشتر از تعداد سطر های حکایت است .

باز نویسی حکایت :

فردی با سپری آهنین  به میدان جنگ رفته بود از قلعه سنگی بر سرش زدند و سرش شکست  .. ناراحت شد و گفت عجب رزمندگانی و مردمان بدی هستید که سپر به این بزرگی نمی بینید و سنگ را به سر من می زنید

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۰م اسفند ۱۳۹۵
بازدید : 801 بازدید
سایر صفحات

انشا

اخبار انشاء