مرجع دانلود انشا پایه هفتم, هشتم,نهم

موضوعات

انشا آدم فضایی پایه نهم

انشا آدم فضایی

 

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم در مورد آدم فضایی

انشا آدم فضایی پایه نهم

مقدمه :
ما انسان ها موجوداتی را بنام آدم فضایی می شناسیم اما کسی درباره آن ها چیزی نمی داند و تا به حال آن ها را ندیده ولی از آنجایی که از اسم این کلمه پیداست معنی آن آدم هایی می باشند که در خارج از محدوده کره زمین و فضا زندگی می کنند .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۲م آذر ۱۳۹۶
بازدید : 913 بازدید

انشا در مورد جلسه امتحان جدید

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  صفحه ۸۱  با موضوع  جلسه امتحان

انشا با موضوع جلسه امتحان

در دوران مدرسه معلم ها از دانش آموزان امتحان می گیرند برای این که مطمعن شوند  دانش آموزان مطالب درس هفته های قبل داده شده را آموخته اند یا نه .

جلسه امتحان فضای استرس زایی دارد که در هر صورت که دانش اموزان درس خوانده باشند یا خیر استرس خاص خود را دارد . گاهی این استرس موجب شب بیداری یا غش  و ضعف و یا افت فشار خون در وسط جلسه امتحان می شود .سر جلسه امتحان مراقب هایی برای جلوگیری از تقلب  و ایجاد فضایی ساکت و عادلانه برای برگزاری امتحان گذاشته می شود  تا با خیال راحت و آرامش دانش آموزان امتحان خود را به خوبی  پشت سر هم  بگذارند.

در ایام امتحانات سال پیش یکی از هم کلاسی های  بازیگوش در حال  تقلب  بود که یکی  از مراقب ها تقلب او را دید  و به شدت عصبانی شد و برگه ی امتحانی  او را گرفت و به او نمره صفر داد و گفت که با تقلب حق دیگران را که وقت گذاشتن و در خواندن و تلاش کردن رو پایمال میکنی و در آینده در زندگی خود نیز دنبال تقلب  هستی تا اینکه از روش های درست زندگی  به مشکل خود را بر طرف کنی  بنا بر این  این نمره تو صفر می شود تا درس عبرتی برایت شود تا هرگز چه در امتحان  درسی و یا در امتحان زندگی  تقلب نکنی

نتیجه گیری :

و  من و دوستانم از این تجربه  درس بزرگی گرفتیم  و همیشه تلاش می کنیم که تقلب  نکنیم و از روش های درست استفاده کنیم

با تشکر از این که انشا مرا گوش کردید

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۷م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 4791 بازدید

انشا در مورد اذان

کتاب  مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع اذان

انشاء با موضوع اذان

اذان
چقد زیباست شنیدن صدای اذان
اینکه به انسان یادآوری میکنه که خدا بزرگ است و خدایی جز خدای یکتا وجود ندارد و گواهی میدهد به فرستادش حضرت محمد(ص)  و ولی خودش حضرت علی (ع) و دعوت میکند به سوی نماز و اعلام میکند که راه رسیدن به رستگاری نماز است و بهترین کارهاست و دوباره به بزرگی خدا و یکتا بودن خالق هستی تأکید میکند و هرمرتبه دوبار تکرار میشود که شاید بار اولش را نشنیدند ولی از بار دوم غفلت را کنار بگذارند .
معنی کلمه اذان یعنی آگاه کردن، فراخواندن هم معنی میده و عبادتی ست که  از جانبه خداوند یکتا به پیامبر(ص) وحی شده است که انسان را به زمان اقامه نماز فرابخواند و آگاه کند ،چون انسانها خود نمیتوانند تشخیص دهند که چه ساعتی از شبانه روز ، زمان اقامه نماز است برای همین در شهرها و محله هامساجدی بنا شدن که این متنه زیبا توسط اشخاصی در مساجد با صدایی رسا خوانده شود تا به گوش تمام ساکنین اطراف آن برسد  که به این افراد مؤذن می گویند که.موذن باید
 البته خواندن اذان واحب نیست ولی بهتر است که خوانده شود یعنی مستحب است و بعد از اذان اقامه خوانده می شود و موذن باید عادل وبینا باشد و صدای رسا و بلندی داشته باشد و به اوقات نماز کاملا آگاهی داشته باشد
 اولین موذن اسلام بلال حبشی بود که به دستور پیامبر در مدینه اذان گفته شد .
گفته می شود پیامبر برای فراخوانی مردم برای جنگ بدر نیز از اذان استفاده کرده اند .
معمولا مسلمانان بعد تولد نوزاد در گوش او اذان می گویند ، البته در گوش راست نوزاد و در گوش چپ اقامه ، این رسم
یکی از سنتهایی که از زمان پیامبر تا به امروز هم رواج دارد .
و دلیلش هم اینکه اولین کلماتی که نوزاد به گوشش میرسد خبر از عظمت و بزرگی خدای یکتا باشد و همچنین پیامبر فرمودند این کار نوزاد را از شر شیطان در امان میدارد .
 امام صادق (ع) فرمود:
وقتی اذان و اقامه گفتی ،دوصف از فرشتگان ،پشت سرتو به نماز می گزارند  و اگر تنها اقامه گفتی ،یه صف از فرشتگان پشت سرتو نماز می خوانند .
و همچنین روایت شده است که ” کسی که اذان را بشنود و بگوید آنچه را که مؤذن می گوید ، روزی او افزون می شود .”

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۹م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 46310 بازدید

انشا در مورد شانس

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع انشاء شانس

انشا در مورد شانس

شانس ؟ایا شانس واقعیت دارد و پدیده ای به اسم شانس وجود دارد؟
پدیده شانس ، ایا منطقیه که بگیم من ادم خوش شانسیم یا بد شانس ، نمیدونم ازهرکی هم سوال میکنم نه ردش میکنه و نه قبولش داره
من خیلی از وقتا به این پدیده اعتقاد پیدا میکنم ، مثلا بعضی وقتا بخصوص وقته.امتحانا یهو میبینی یه معجزه میشه و سوالات امتحانم همونایی هستند که خونده بودم ویا یهو یه تقلب از طرفه یکی از بچه های بامعرفت کلاس به دستم میرسه اونجاست که میگم شانس با من یار بوده
یا اینکه وقتی امتحانم یا کاری که میخام انجام بدم درست وحسابی از پسش برنمیام میگم شانس نیوردم یا شانس نداشتم
ولی خوب که فکر میکنم به این نتیجه میرسم که شانس یه پدیده درونی است و به افکار مثبت و منفی خوده انسان بستگی داره
، واینکه میگم شانس اوردم یا نه اونم مربوط به همین افکاره ماست
بعضی وقتا هم به تلاشی که برای انجام کار میکنیم داره
مثلا وقتی میبینیم کسی تو کارش موفق تره میگیم چه شانسی اورده طرف ولی فکره اینو نمیکنیم که چقد برای رسیدن به این جایگاهی که هست تلاش کرده و زحمت کشیده و زود ربطش به شانس میدیم .
بعضی وقتا هم شانس و قسمت رو کنارهم میزاریم مثلا وقتی کسی تصادف میکنه و اتفاقی برایش میفته میگیم این اتفاق شانسش بوده ، یا اینکه قسمتش بوده این اتفاق واسش بیفته .
اما اینجا به این فک نمی کنیم که اگه اون شخص احتیاط کرده بود شاید این اتفاق برایش نمیفتاد .
ولی خب بعضی وقتا هم یه اتفاقاتی میفته که خارج از اختیار ماست و اصلا انتظارشو نداریم مثلا برنده شدن یه ماشین ۲۰۰میلیونی در یه قرعه کشی بزرگ
خوب تو این قضیه باز میشه گفت اون نظرم که گفتم بستگی به افکار و تلاش انسان داره رد میشه ،اخه هرچقد هم بتونم مثبت فک کنم و بگم من برنده میشم قطعا برنده نمیشم و این خودش میتونه یه شانس باشه

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 39726 بازدید

انشا در مورد جلسه امتحان

کتاب مهارت های نوشتاری  پایه نهم با موضوع جلسه امتحان

انشا درباره جلسه امتحان

جلسه امتحان جایگاهیه واسه.دانش آموزان که شاید بدترین و درعین حال دشوارترین مکان دنیاست .
فصل امتحانات که شروع میشه دردسر،ما دانش آموزان هم شروع میشه ، هیچ تفریح و یا کاری،برایمان پیش نمی یاد ولی همینکه این فصل شروع میشه همه این برنامه ها بدونه هماهنگی و جالبتر از همیشه جلو راهمون قرار میگیره . بعضی وقتا خودمو به بی خیالی میزنم و به خاطره استرسی که سر جلسه امتحان بهم دست میده میشینم و فقط تمرکزم رو میدم به خوندن درس ، ولی خب بعضی اوقات نمیشه وسوسه میشم و وای به روز امتحان که وقتی میخام  وارد جلسه امتحان شم همه استرسم اینه که ایا میتونم این درس رو قبول شم یا نه
خدا خیرشون بده این مراقبا رو اخه.کسی نیست بگه عزیزان به اندازه کافی اینجا نگرانی و استرس موج میزنه اخه نمیشه شما با رفت و امدتون اونو بیشترش نکنین و یه جایی یه گوشه اروم بشینید .
جالب تر اینکه که وقتی سر جلسه هستی فقط به فکره یه امداد غیبی یا یه چیزی هستی که بهت کمک کنه ،و همش زیر چشمی به اطراف نگاهی میندازی و حسرت اونایی رو میخوری که سرشون پایینه و دارن مینویسن و با نگاهت بهشون میفهمونی که کمکت کنند یعنی تقلب برسونند
بعضی وقتا هم وقتی مراقب از کنارت میگذره یا نگاهت میکنه با چشمان و قیافه ای مظلوم نگاهی بهش میندازی  تا شاید دلش به رحم بیاد و یه اشاره ای یا کمکی بهت بکنه ، یا لحظه ای که دبیر اون درس میاد میگه مشکلی ندارید و دانش اموزان ازش سوالایی می پرسن ویا میخان راهنمایی کنند که اصلا سردر نمیاری واسه کدوم سواله ،ویا وقتی تا میبینی که داره نگاهت میکنه سریع خودتو مشغول میکنی که مثلا دارم می نویسم .
اینجور وقتا که هیچی بلد نیستم یا چیزی به ذهنم نمیرسه فقط دوست دارم زمان امتحان تموم شه و بگن برگه ها بالا اخه خجالت میکشم زودتر برگه رو تحویل بدم اخه ازینکه برگه خالیمو مراقب نگاه بندازه خجالت می کشم ، یکی نیست بگه خب اخه ادم خجالتی بشین بخون که نه دیگه استرس روز و جلسه امتحان رو نداشته باشی و نه دیگه واسه اینکه کسی برگه رو نبینه مجبور شی تمام ساعت امتحان بشینی
و وقتت رو تلف کنی ، البته اتفاق افتاده بعضی وقتا هم که سوالا رو بلدم و مشغوله نوشتنم یهو وقت کم میارم
 ولی خب تصمیم گرفتم دیگه اجازه ندم این استرس و ترس جلسه امتحان به سراغم بیاد و با خوندن و پشتکارم باهاش یه دوست خوب شم تا یه خاطره خب برام بمونه .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 4944 بازدید

انشا درمورد ادم فضایی

 کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم در مورد آدم فضایی

انشا با موضوع آدم فضایی

ادم فضایی ،منظور از ادم فضایی چی هست یا چی میتونه باشه من که نمیدونم البته اون همه دانشمند هنوز کشف نکردن بعد من با این معلوماته کم و سطح سوادم که در مقابله انها از یه بیسواد هم کمتره میتونم بفهمم .
از ادم فضایی به نظره من چند نمونه میشه برداشت کرد ، به ادمی که به فضا سفر کرده و این لقب نصیبت شده مثلا ما ایرانی ها وقتی میریم سفر زیارتی لقب اون شهر میاد کناره اسممون و طرف میشه مثلا کربلایی محمد یا حاج حسین ، شاید این هم مثل اونه و اسم فضایی اینجوریه که شده آدم فضایی ، شاید هم نه شاید ادم هایی مثل ما تو فضا زندگی میکنند ، ولی خب مگه ممکنه ؟ مگه میشه مگه داریم بدونه آب و غذا و حتی هوا
ممکن نیست اخه شنیدم که اونجا تو فضا نه آب هست نه غذا پس چطور ادمی یا موجودی میتونه زندگی کنه یا اصلا نفس بکشه چون اکسیژن هم ندارند جالبه ، احتمالا اونا هم همینطور که ما مشتاقیم بریم سیاره شون اونا هم کنجکاون که بیان زمین ، اگه بیان به خاطره زیبایی هایی که داریم فک کنم خیلی ازینجا خوششون بیاد حتی بیشتر از سیاره خودشون .
یعنی شبیه ما انسانها هستند که بهشون میگن آدم فضایی فک نمیکنم شبیه ما باشن همیشه تو فیلمها دیدم چهره های زشتی دارن ، تو بعضی فیلمها شاخکهایی هم دارند و همیشه هم میخان بیان و زمین رو نابود کنند یا انسان هارو ازبین ببرند و جای انسانهارو بگیرند  ولی من که میگم خالی بندیه اگه اونها میخاستن زمین رو یا انسانها را نابود کنند زودتر ازینها که ما عقلمون برسه انجامش داده بودند نمیدونم شاید هم حق با اوناست و من اشتباه میکنم . ولی خب اگه اینطور بود و میخاستن انسانهارو نابود کنند این همه فضانورد و انسان واسه تحقیقات در مورده ماه و ستاره ها و بقیه سیاره های دیگه درسال نمیرفتن فضا .
راستش به نظرم اونا خیلی از ما مهمان نواز تر و مهربون ترند ، چراکه کافی فقط یه بار اونا بیان زمین و قیافشون با ما فرق داشته باشه سریع نابودشون می کنیم یا اینکه بیهوششون میکنیم و میفرستیم ازمایشگاه تا دانشمندان تحقیقاتشون رو شروع کنن که چی هستند ،ساختار بدنشون چطوریه و از کجا اومدند و کلی سوال دیگه ، حالا فقط کافیه اونا یه نگاهه چپ به ما کنند دیگه تمومه ماه و بقیه سیاره هارو به گلوله میبندیم  اخه کسی نیست بگه دانشمندان عزیز بجای این کارا باهاشون دوست شین تا شاید دوستای خوبی واسه هم بشیم اینجوری که شما مثل موش ازمایشگاهی داری ازمایشش می کنین اگه مهربون ترین موجود هم میشد بازم از کوره در میرفتن و نابودتون میکرد چه برسه به اینکه میگین موجوداته خشن و ترسناکی هستند و از اول بفکره نابودی زمین اند .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۷م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 21051 بازدید

انشا در مورد گذر از رودخانه

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع  گذر از رودخانه

انشا پایه نهم در مورد گذز از رودخانه

رودخانه را دوست دارم، گذر رودخانه را دوست دارم ،چرا که با دیدن گذر آب روان و بی صدایش آرامش وصف ناپذیر به دست می آورم .
گذر رودخانه را که دنبال می کنم مانند این میماند که خطه پایان ندارد و به هیچ وجه به.پایانش نمیرسم ولی بااین حال دوست دارم تا نیمی از راه را همراهی کنم به دنبالش که میروم بامنظره های شگفت انگیزی روبرو میشوم منظره هایی که تنها خالقش خدایی جز خدای یکتا نمیتواند باشد . به راستی که یکتا و بی همتاست و فقط اوست که قادر است چنین طبیعتی را آفریننده باشد .
در گذر رودخانه پابپای آب زلال و روانش میروم همچنان که به جلو میروم درختانی را در اطرافش می بینم که با شادابی سربه فلک کشیده اند یا بوته هایی که در کناره آن خودجوش جوانه زده اند .
گله ای از گوسفندانی را میبینم که همراه چوپان و سگ گله به کناره این گذرگاه آمده اند تا از خنکی این آب سیراب شوند و گوسفندان از گیاهان اطراف آن سیر .
جلوتر که میروم صدای قورباغه هایی به گوشم میرسد که گویا کسی را می خوانند شاید یکی جفتش را صدا میزند ویا آن یکی فرزندی مادرش یا ویا مادری فرزندش را .
راهم را همچنان که ادامه می دهم سنگهایی می بینم که گویا مرواریدانی درون صدف جای دارند هستند ، مرواریدانی از جنس بلور .
ولی همینطور که جلوتر میروم ساختمان ها و رستوران هایی را میبینم که بخاطره این پدیده زیبا ، این آب روان و رودخانه پاک رونق گرفته اند . به درون آب نگاهی میندازم تا شاید ماهی یا یه شگفتی دیگر ببینم ولی نیست ناگاه به جلوتر می روم  متوجه می شوم دیگر از آن همه زلالی و شفافیت آب خبری نیست قدم هایم را تندتر میکنم و سریع تر به.جلوتر میروم آی خدای من چشمم به منظره ای می خورد که از انسان بودنم در مقابل این همه زیبایی شرمگین و خجل می شوم .
زباله هایی میبینم که افراد بی فکر به داخل رودخانه روانه کرده اند ،زباله هایی که بعضی هایشان توسط رستوران ها به داخله اب انداخته شده است و بعضی از آن ها نیز توسط افرادی که چند لحظه ای در مسیر این گذرگاه توقف کرده اند ، آیا به.عواقب کار خود فکر نمی کنند که چه پیامدهایی دارد شاید باعث مرگ بسیاری از جاندارانی که چه در درون آب و چه آنهایی که از آب رودخانه میخورند شود .
چه زیبا نوشت سهراب ‘’ اب را گل نکنیم ‘’  شاید جمله ساده ای به نظر برسد ولی در واقع به نظره من  پرمعناترین و زیباترین جمله هاست .
چرا نباید بجای اینکه ازین زلالی و پاکی این رودخانه استفاده کنیم و لذت ببریم با برخورد ناصحیح و زشت خودمان نه تنها سلامت حیوانات بلکه سلامتی طبیعت را به خطر میاندازیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۷م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 51222 بازدید

انشا در مورد فیل و فنجان

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع فیل و فنجان

انشا درباره فیل و فنجان

فیل و فنجون چیست ؟ اولین چیزی که بعد شنیدن یا دیدنه این کلمه به ذهنم خطور میکنه چی میتونه باشه؟ مثلا میتونم.بگم بعضی وقتا که تو خیابون قدم میزنم و نگاهم به دو دوست میخوره که یکی خیلی هیکلی و چاق و درمقابل دوستش لاغر و نحیف این به ذهنم میرسه و ناخودآگاه میگم اووووه دقیقا فیل و فنجون هستن .

یا اینکه میشه گفت شاید روزی،روزگاری یک فیلی خواسته با فنجون رفاقت کنه شاید هم برعکس فنجون دوست داشته تا با فیلی همراه شه به هرحال فرقی نمیکنه خلاصه باهم تصمیم میگیرند که باهم دوست بشن ولی خب به نظرم من فقط اسماشونه که میتونن کناره هم قرار بگیرن چون ممکنه یهو فیل حواسش نباشه پاشو بزاره رو فنجون و ....

وخیلی مثالهای مشابه اینها

کلمه فیل و فنجون میشه گفت یه کلمه ساده ست ولی پرمعنا از خود کلمه هم میشه فهمید فیل رو میتونیم مظهر بزرگی و چاق بودن معنی کنیم و فنجون را مظهر کوچکی . البته به نظره من این کوچکی و بزرگی اصلا ربطی به قوی بودن و ضعیف بودن نداره چراکه همه میدونن فیل بااون عظمت و هیکل بزرگی که داره حریف موش نمیشه . فیل به این بزرگی از،یه موش که حتی بعضیاشون از فنجون هم کوچکترند میترسه، یا اینکه با اون جثه ای که داره چه چهره مهربونی داره

اما فنجون ؛ در مورد فنجون چی میتونیم بگیم اینکه چای را با تمام داغ بودنش که نمیشه دست زد درونه خودش بعده چند دقیقه سرد میکنه به نظر کاره ساده ای انجام میده ولی دقیق تر که شیم میبینیم نه چه کاره بزرگی با اون جثه کوچکی که نسبت به فیل داره و همیشه با فیل همراه شده چنین انتظاری باید ازش داشت پس قضاوت در مورد فیل و فنجون کار سختیه

 همچنین بعضی وقتا فنجونایی هستند که شاید دلی به بزرگی یه فیل داشته باشن پس میشه گفت یه نکته مهم اونم اینه که هر فنجونی ضعیف نیست و هر فیلی قوی نمیتونه باشه

خیلی از افراد که من خودم یکی از این افرادم بیشتر مواقع زود قضاوت می کنیم همینطور که شاید اولش من در مورد این کلمه زود قضاوت کردم در مورد اشخاص و ادمای اطرافمون هم این طور هستیم .

خیلی وقتا خیلی از فیلها و فنجون ها را از خودمون ناراحت و دلگیر کردیم بهتر نیست این صفت زشت را از خودمون دور کنیم و برای هرچیز و هر شخصی ارزش قائل شویم .

به امید روزی که به دیگران بیشتر از خودمون احترام بگذاریم .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۶م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 20989 بازدید

انشا درباره عاقبت فرار از مدرسه

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  درس ۶ صفحه ۸۱ با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

 مدرسه در زندگی ما خیلی تاثیر گذار بوده  زیرا به دلیل اینکه ما در مدرسه سواد خواندن و نوشتن  یاد می گیریم و انسان بی سواد مانند انسان کم بینا که نمی تواند جهان اطراف خود را به خوبی ببیند و درکند  است .

خیلی از دانش آموزان علاقه ای به مدرسه ندارند و ترک تحصیل می کنند به دلیل اینکه فضای مدرسه برای آن فضایی سنگین و خشک است و بودن در آن محیط برایشان کسل کننده است و گاهی به دلیل سخت گیری های بیش از اندازه  مسئولین نیز امکان دل زدگی  برای  دانش اموزان وجود دارد.

 دایی من اصلا به مدرسه و درس علاقه ای نداشت و معلمان نیز به دلیل نخواندن درس های دایی فردوس را تحت فشار می گذاشتن  به طوری که از محیط مدرسه متنفر شده بود و در نهایت  از مدرسه فرار  می کرد و  ترک تحصیل کرد  دورهی اول متوسطه  را در بیرون از خانه مشغول به کار هایی سبک  شد .برای گذراندن زندگی و مخارج آن.

کمی  که بزرگتر شد به دلیل این که بی سواد  بود و مدرک تحصیلی خوبی نداشت  هیچ جایی  به آن کار ندادند و در نهایت مجبور شد برای در آوردن پول و مخارج زندگی خود برای دیگران کارگری کند و  با حقوقی بسیار کم و بدون بیمه  و پشتیوانه ایی و زندگی خود را با سختی می گذراند و همیشه حسرت  درس نخواندن خود را می خورد و همیشه به من می گوید  که کار اشتباه آن را تکرار نکنم زیرا عاقبت فرار از مدرسه عاقبت همچون دایی من را دارد

نظر شما در مورد این انشا چی بود ؟ نظر بزارید ممنونم

این انشا اختصاصی بوده و کپی کردن بدون ذکر منبع در سایت های دیگر پیگرد قانونی دارد

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۳۰م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 5618 بازدید

انشا درباره هدف زندگی

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم صفحه ۸۱ با موضوع هدف زندگی

انشا با موضوع هدف زندگی

در زندگی هر آدمی باید از ابتدای راه خود هدفی برای زندگی خویش تعیین کند . تا بر اساس آن سر نوشت خود را رقم بزند و به هدف خود برسد

 من از دورانی که حس کردم توانایی تصمیم گیری را دارم  و می توانم تشخیص دهم که در چه چیزی استعداد دارم و در چه موضوعی علاقه منم هدف زندگی را مشخص کردم  که در ابتدا تصمیم گرفتم یکی از اهداف زندگیم  این باشد که انسانی تاثیر گذار در جامعه خود باشم و به دیگران کمک کنم و رضایت خداوند و خشنودی خدا را در پیش بگیرم و صدمه و آسیبی  به اطرافیان و دیگران نرسانم و اما در کنار  همه این اهدافیکی از بزرگترین افداف زندگی من رشته تحصیلی  من در دوران دانشگاه بود که تصمیم گرفتم  که در آینده در دانشگاه با تلاش و زحمت در رشته پزشکی ادامه تحصیل  دهم.

تا با دکتر شدن به دیگران کمک کنم و علاوه بر آن نقش مفیدی  نیز در جامعه خود ایفا کنم . من رشته ی پزشکی را خیلی دوست دارم و امید وارم که به بزرگترین هدف زندگی خود برسم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۹م فروردین ۱۳۹۶
بازدید : 14043 بازدید
سایر صفحات
  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >

انشا

اخبار انشاء