مرجع دانلود انشا پایه هفتم, هشتم,نهم

موضوعات

انشا پدر بزرگ

انشا پدر بزرگ

انشا پدر بزرگ

کسی هست که وقتی نا امید و سر خورده می شوم و دوست دارم مرگ را در آغوش بگیرم ، به من امید می دهد و یک زندگی دوباره و بدون دغدغه به من می بخشد ؛ دوستت دارم پدر بزرگ .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۶م دی ۱۳۹۶
بازدید : 962 بازدید

انشا پدر بزرگم

انشا پدر بزرگم پایه دهم

انشا پدر بزرگم

 

همیشه یاد و خاطر آدم های لوتی و باگذشت ، در ذهن انسان ها باقی می ماند ، و مهربانی هایشان در ذهن ها هک می شود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۴م دی ۱۳۹۶
بازدید : 505 بازدید

انشا زمستان

انشا زمستان پایه دهم

انشا زمستان پایه دهم

فصل ها ،این نعمت های زیبا که هر کدام مانند لباسی بر تن عریان طبیعت می نشینند. و آن را مانند تابلویی نقاشی پر رنگ می کنند تا ما نشانه هایی از قدرت خداوند را در یابیم و با تماشای این صحنه های زیبا روحمان را جلا دهیم.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۳م دی ۱۳۹۶
بازدید : 833 بازدید

انشاء درباره ستاره

پایه دهم
درس دوم
نوشته عینی و ذهنی در مورد ستاره
نوع انشا:ذهنی
موضوع:ستاره
متن
روی ایوان ایستاده بودم و ب اسمان پر ستاره نگاه میکردم،صدای مرموزی مرا به خود جلب کرد ،نردبامی که گوشه ی حیاط بود تکان میخوردنزدیک تر شدم ولی چیزی نبود،ناگهان به سرم زد تا از پله های آن نردبام بالا روم .
پله ها را یکی یکی میگذراندم و گویی نردبام بلند تر میشد .همانگونه ک بی وقفه پله ها را سپری میکردم میتوانستم حضور گرمای ستارگان را در کنار خود حس کنم
روی یکی از پله ها متوقف شدم و دستم را دراز کردم تا ستاره ای را ب دست بگیرم .
چند ستاره ای کندم و در جیب بلوزم گذاشتم ،با احتیاط پله ها را باز گشتم،ناگهان پایم به یمی از پله ها گیر کرد و با صدایی محیب ب زمین خوردم.
در همین حین ک از ترس جیغ میکشیدم مادرم مرا از خواب بیدار کرد
از حول و ترسی ک در جان داشتم دست خود را ب سمت جیبم اما ستاره ای در کار نبود
نفسم را ب بیرون دادم و خدارو شکر کردم ک همه ی اتفاقات خواب بود.

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲۰م شهریور ۱۳۹۶
بازدید : 17461 بازدید

بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت

درس اول.پایه دهم
حکایت نگاری
کتاب پایه دهم بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت

متن حکایت:
سگی بر لب جوی،استخوانی یافت.چندان که در دهان گرفت،عکس آن در آب بدید.پنداشت که دیگری است.ب شره(طمع)دهان باز مرد تا ان را نیز از روی اب بگیرد.آنچه در دهان بود به باد داد.
نگارش حکایت:
.در یکی از روستاهای اطراف شهر ری ،مردمانی بی ریا و باصفا زندگی میکردند
دخترکی در این روستا روزها ب بازیگوشی در کنار رود میپرداخت
رعنا سگی داشت ک بسیار باوفا بود همان گونه که برای رعنا دوستی وفا دار بود بازیگوش هم بود .
روزی که رعنا حوصله ی بازی کردن نداشت ،سگ ب تنهایی کنار جوی رفت .درحال جست و خیز بود که بوی خوشایندی به مشامش برخورد،پی بو رفت و کمی با دست هایش خاک را جا ب جا کرد تا ب تکه استخوانی رسید
پس از کمی بالا و پایین پریدن از روی خوشحالی،استخوان را بر دهان گرفت.
راهی شد تا از روی پل بگذرد و ب پیش رعنا برود . ناگهان بر روی پل تصویر خود را در آب دید و فکر کرد سگی دیگر را دیده که او نیز استخوان بر دهان دارد،خم شد تا استخوان را از دهان ان سگ بگیرد ک از روی طمع استخوان خود را نیز از دست داد و در آب افتاد.
سگ داستان ما از روی نادانی و طمع آنچه را ک خود در اختیار داشت نیز بر باد داد و دست از پا دراز تر به پیش رعنا بازگشت

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۹م شهریور ۱۳۹۶
بازدید : 28623 بازدید

انشا در مورد زمستان

انشاء پایه دهم در باره زمستان
درس اول:پرورش موضوع
موضوع:زمستان
سوالات
۱:ویژگی زمستان چیست؟
۲:زمستان نشانه چیست؟
۳:اگر زمستان گرم بود چه میشد؟
۴:چرا در زمستان درختان برگ و بار آنچنانی ندارند؟
۵:اگر برف ها اسیدی بودند چه میشد؟
مقدمه
زمستان،فصل سرما،فصل پایان سرما،فصلی که میتوناند نویدی برای در راه بودن بهار باشد.
.
فکر کنید که زمستان نبود،دیگر بهار متفاوت نبود و شوقی به همراه نداشت.زمستان نشانه بزرگی خداوند و منشأ سرماست.
اگر زمستان به جای سردی روی گرم داشت،دیگر نامش زمستان نبود،دیگز با امدنش شوقی نبود.
با بارش الماس های سفید ذوغی در دلها نبود.
میتوان به زمستان نگاه دیگری داشت،زمستان خود را بی برگ و باری میسازد تا بارسیدن بهار تازگی خود را از دست ندهد،زمستان میتواند رویایی باشد،هم برای کسانی ک در یک منتظقه مرطوب زندگی میکنن و هم کسانی ک در مناطق گرمسیر دیدن و تجربه کردن زمستان برایشان ارزوست.
رویایی زمستان میتواند متفاوت باشد ،دیدن بلور های برف،سرد شدن دستان و سرخی صورت زمانی که در مجاورت با سرما قرار میگیری,این ها براب یک جوان یا نوجوان یک خواسته رویایی باشدد،شاید برای کسی که این مطلب را میشنود طنز امیز باشد ولی اگر یک جوان که ذهن بازی داردبه اعماق وجود خود بی اندیشد و از خود بپرسد که در زمستان چه کارهایی را دوست دارد انجام دهد شاید یک مورد ،حتی کوچک هم پی ببرد ،هرگز فراموش نکنید که میتوان با چیز های حتی کوچک هم رویا ساخت.
اگر لطف خداوند نبود چگونه زندگی داشتیم،شما فمر کنید که برف ها اسیدی بودند ،دیگرهیچ کس و هیچ چیزی در عمان نبود ،همه ی موجودات به جای شور و شوق برای باریدن برف ،نگرانی و نفرت را در دل خود می پروراندند.
ای خدایی که مهربانی ات شامل همه ی موجودات میشود و خیر و صلاح هرکسی را بهتر از خودش میدانی تورا برای تمامی نعمتت هایت سپاسگذارم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۹م شهریور ۱۳۹۶
بازدید : 8741 بازدید

انشاء مقایسه خواب در شب امتحان به صورت ذهنی

مقایسه خواب در شب امتحان

خواب بخش جدایی ناپذیر از زندگی ماست

به صورت معمول ما هر شب می خوابیم و خواب های دلنشین ویا خواب های ترسناک می بینیم . اما خواب  در شب امتحان با خواب در شب های دیگر کمی فرق دارد . زیرا شب امتحان سرشار از استرسو دلواپسی است .

در شب امتحان  خواب های پریشان می بینیم و گاهی بی خواب می شویم.گاهی در خواب می پریم که سر جلسه امتحان جا مانده ایم  یا این که جواب هیچ کدام از سوال ها را بلد نیستیم  و همه این ها نشان می دهد استرس قبل امتحان است . در حالی که در بقیه شب ها با آرامش و آسودگی خاطر می خوابیم و خبری از خواب های پرتنش نیست . و این ها همه نشان دهندی تفاوت خواب ما در شب  های معمولی  با شب امتحان است .با این وجود وقتی صبح بعد از دیدن خواب های پر استرس بیدار می شویم می فهمیم که هر چه دیده بودیم خوابی  بیش نبود و با ایمد موفقیت به سمت مدرسه میرویم تا امتحان خود را به بهترین شکل پاسخ بدهیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۲م اسفند ۱۳۹۵
بازدید : 18302 بازدید
سایر صفحات

انشا

اخبار انشاء