close
تبلیغات در اینترنت
انشا پایه نهم - 4

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  درس 6 صفحه 81 با موضوع عاقبت فرار از مدرسه


انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه


 مدرسه در زندگی ما خیلی تاثیر گذار بوده  زیرا به دلیل اینکه ما در مدرسه سواد خواندن و نوشتن  یاد می گیریم و انسان بی سواد مانند انسان کم بینا که نمی تواند جهان اطراف خود را به خوبی ببیند و درکند  است .

ادامه مطلب

انشا درباره هدف زندگی

دوشنبه 30 مهر 1397

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم صفحه 81 با موضوع هدف زندگی


انشا با موضوع هدف زندگی


در زندگی هر آدمی باید از ابتدای راه خود هدفی برای زندگی خویش تعیین کند . تا بر اساس آن سر نوشت خود را رقم بزند و به هدف خود برسد

 من از دورانی که حس کردم توانایی تصمیم گیری را دارم  و می توانم تشخیص دهم که در چه چیزی استعداد دارم و در چه موضوعی علاقه منم هدف زندگی را مشخص کردم  که در ابتدا تصمیم گرفتم یکی از اهداف زندگیم  این باشد که انسانی تاثیر گذار در جامعه خود باشم و به دیگران کمک کنم و رضایت خداوند و خشنودی خدا را در پیش بگیرم و صدمه و آسیبی  به اطرافیان و دیگران نرسانم و اما در کنار  همه این اهدافیکی از بزرگترین افداف زندگی من رشته تحصیلی  من در دوران دانشگاه بود که تصمیم گرفتم  که در آینده در دانشگاه با تلاش و زحمت در رشته پزشکی ادامه تحصیل  دهم.

ادامه مطلب

انشا درباره نوجوانی

دوشنبه 30 مهر 1397

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  صفحه 81 با موضوع نوجوانی


انشا با موضوع نوجوانی


 نوجوانی یکی از پر جالش ترین دوران زندگی هر انسان است زیرا در این دوران ,نوجوان در سن بلوغ و رشد قدم می گذارد  و دچار تغییراتی می شود و به گفته ای دنیا  و اطراف خود را با نگاهی جدید تر می انگیزد و نسبت به دوران کودکی بهتر و عاقلانه تر تصمیم گیری می کند و استعدادها و علایق خود را بهتر درک می کند و می تواند در این دوران رشته ی تحصیلی خود را انتخاب کند و به نوبه ای  آینده خود را رقم بزند

ادامه مطلب

انشا در مورد اتوبوس شلوغ

دوشنبه 30 مهر 1397


کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم درس 4 صفحه 58 انشا آزاد


انشا با موضوع اتوبوس شلوغ


داخل یک اتوبوس شلوغ را تصور کنید  و تصور ذهنی خود را بنویسید


امروز عصر برای برگشت به سمت خانه  از مدرسه  سوار اتوبوس شدم وقتی سوار اتوبوس شدم  متوجه شدم که بسیار شلوغ است پیرزن ها و پیر مردهایی که روی صندلی نشسته اندو با عشق و محبت به جوانانی که وسط اتوبوس به علت نبودن صندلی خالی ایستاده اند نگاه میک نند و با حسرت و به یاد روز های جوانی خود به آن روزها نگاه می کنند 


ادامه مطلب

کتاب مهارت های نوشتاری  پایه نهم درس 5 صفحه 70


بازنویسی حکایت  روزی شخصی نزد طبیب رفت

 
روزی یک نفر به پیش پزشکی رفته بود  و بهش گفت  که شکمم دائم درد می کند آن را درمان کن که درد  بسیاری را تحمل می کنم .پزشک گفت امروز چه چیز هایی خورده ای ؟ مریض گفت نان سوخته . پزشک به یکی از خدمتکار یا پرستار های خود گفت  داروی  چشم  در چشم او بریزید . مریض گفت من شکمم درد می کند  داروی چشم را چکار کنم ؟

پزشک گفت اگر چشمت درست می دید نان سوخته نمی خوردی 

 


ادامه مطلب