close
تبلیغات در اینترنت
انشا پایه نهم

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

انشا اتوبوس شلوغ پایه نهم صفحه 58

انشا اتوبوس شلوغ


انشا اتوبوس شلوغ صفحه 58 پایه نهم کتاب مهارت های نوشتاری




خورشید به وسط آسمان رسیده و هوا را گرم کرده بود . من در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاده بودم تا اتوبوس  از راه برسد و  با آن از مدرسه ی خود به خانه برگردم .  بعد از چندین دقیقه اتوبوس قرمز رنگ به داخل ایستگاه رسید و توقف کرد و بعد از اینکه حس خوبی به من دست داد من با شوق فراوان به سمت اتوبوس رفتم تا با آن بعد از آن همه خستگی که در مدرسه با خود حمل کرده بودم به خانه بروم تا بتوانم کمی استراحت کنم.

 

ادامه مطلب

انشا در مورد شانس پایه نهم صفحه 21


 

انشا شانس

 

 

 

 

همه ی مردم در مورد شانس با یکدیگر اختلاف نظر هایی دارند ؛ مثلا یک نفر می گوید شانس به اتفاقاتی می گویند که بدون خبر دهی قبلی و خیلی سریع رخ می دهد و می تواند باعث خوشحالی فراوان یا ناراحتی بسیار شود . 

ادامه مطلب

 

انشا یک روز از کلاس پایه نهم صفحه 81

یک روز از کلاس

انشا پایه نهم با موضوع یک روز از کلاس 

 

یادم می آید که چند سال پیش در مدرسه ابتدایی و در کلاس پنجم مشغول به درس خواندن بودم و در آن مدرسه به ما بچه ها خیلی خوش می گذشت و به من بیشتر چون عمه ی من در آن مدرسه مدیر بود.

 

در کلاس پنجم آن مدرسه خانم معلم ما فردی بسیار مهربان و دلسوز بود و درس را با زبانی شیرن و قابل درک و فهم ما بیان می کرد و ما هم معلم خود را بسیار گرامی و بزرگ می داشتیم . 

 

 

 

ادامه مطلب

انشا عاقبت فرار از مدرسه

سه شنبه 01 آبان 1397
انشا عاقبت فرار از مدرسه

انشا عاقبت فرار از مدرسه



کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم  درس ۶ صفحه ۸۱ با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

انشا با موضوع عاقبت فرار از مدرسه

 


در دوران مدرسه ام به یاد دارم زمانی که در کلاس نهم درس می خواندیم یک روز آن سه درس سخت را در یک روز و در سه زنگ داشتیم که آن درس ها شامل علوم ، زبان انگلیسی و سخت ترین آن ها ریاضی می شدند .


ادامه مطلب
انشا خاطره یک روز از مدرسه



انشا خاطره یک روز از مدرسه







روز دوشنبه قرار بود بهترین روز از یک سال تحصیلی ام باشد ، چون در آن روز قرار بود اتفاقات خاصی رخ دهد و یک روز خوب و پر خاطره در دفترخاطراتم را ثبت کنم .

صبح دوشنبه از خواب بیدار شدم ، کار هایم را انجام می دادم و وسایلی را که باید برای آنروز به مدرسه می بردم را فراهم می کردم و در آنروزدر نوبت بعد از ظهر باید به مدرسه می رفتم تا این که صبح به سرعت سپری شد و من برای اینکه به مدرسه بروم خودم را آماده کردم .

 

ادامه مطلب