close
تبلیغات در اینترنت
حکایت مردکی را چشم درد خواست

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم صفحه 36

بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست:

مردی چشم درد گرفت و پیش دام پزشک رفت که ای دکتر چشم هایم را درمان کن. دام پزشک از آن دارویی که در چشم های اسب  (حیوان) میریخت  و درمانشان می کرد  در چشم این مرد ریخت  و چشم مرد کور شد



ادامه مطلب