مرجع دانلود انشا پایه هفتم, هشتم,نهم

موضوعات

بازنویسی حکایت آن را که حساب پاک است

باز نویسی حکایت آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

مقدمه :

در این حکایت ما به مسئله تهمت و افطراع اشاره می کنیم و می گویم که بدون دلیل و مدرک  به کسی تهمت نزنیم و مورد محسابه قرار ندیم و قبل هر کاری از کار خودمون مطمعن  باشیم

باز نویسی:

 در روزگار های قدیم پیر مردی بد غلق ولجوج بود که مردم شهر همه از آن دوری می کردند و با آن معاشرت نداشتند.در یکی از روزها پیر مرد یکی از میش های خود را به بازار برد و به جای آن سکه ی زر گرفته تا برای امرار معاش آن را خرج کند و با آن خوراک و پوشاک برای خود تهیه کنند در مسیر راه به جوانی بر خورد می کند و از روی حواس پرتی طعنه ای به جوان می زند و رد می شود .

این پیر مرد زمانی که به مرد شیر فروش می رسددست به چیب می شود تا  کمی شیر و نان بخرد و به خانه  ببرد  که هر چه می گردد کیسه ی سکه ی خود را پیدا نمی کند بسیار  خشمگین  و ناراحت می شود و به فکر فرو می رود  که کجا کیسه ی سکه ی خود را گم کرده است . ناگهان به فکر جوان می افتد و فریاد زنان به سمت مسیری که جوان رفت می رود تا جوان دزد را پیدا کند.

 و به سزای عمل خود برساند.پیر مرد پا تند می کند و جوان را که آهسته مسیر خود را طی می کرد پیدا می کند و به سمت آن حمله می کند و آن را دزد خطاب می کند در حالی که جوانبیچاره اظهار نا آگاهی می کرد اما به گوش پیر مرد نمی رفت و فریاد زنان مردم را صدا می کرد  تا این جوان دزد را به محاکمه سرا ببرد. جوان که بسیار اندوهگین و ناگیزیر شده بود  گفت باشد مرا به محاکمه سرا ببرید زیرا که آن را که حساب پاک. است از محاکمه .چه باک است.

پیر مرد که جوان را پیش قاضی برد  و بدون مدارک  نتوانست کاری پیش ببرد مسیر رفته را بازگشت  که ناگهان کیسه زر خود را در همان قسمتی که با جوان بر خورد کرده بود پیدا کرد و از این اشتباه خود به سختی پشیمان شد.

نتیجه گیری:

ما از این حکایت نتیجه می گیریم که بدون دلیل و مدرک به کسی تهمت  نزنیم و کسی را بدون مدرک و دلیل قضاوت نکنیم چون  ممکن است اشتباه کرده باشیم و ابروی  یک نفر رو بدون دلیل بریزیم و شخصیت یک نفر رو خورد کنیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۰م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 7021 بازدید

انشا در مورد اذان

کتاب  مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع اذان

انشاء با موضوع اذان

اذان
چقد زیباست شنیدن صدای اذان
اینکه به انسان یادآوری میکنه که خدا بزرگ است و خدایی جز خدای یکتا وجود ندارد و گواهی میدهد به فرستادش حضرت محمد(ص)  و ولی خودش حضرت علی (ع) و دعوت میکند به سوی نماز و اعلام میکند که راه رسیدن به رستگاری نماز است و بهترین کارهاست و دوباره به بزرگی خدا و یکتا بودن خالق هستی تأکید میکند و هرمرتبه دوبار تکرار میشود که شاید بار اولش را نشنیدند ولی از بار دوم غفلت را کنار بگذارند .
معنی کلمه اذان یعنی آگاه کردن، فراخواندن هم معنی میده و عبادتی ست که  از جانبه خداوند یکتا به پیامبر(ص) وحی شده است که انسان را به زمان اقامه نماز فرابخواند و آگاه کند ،چون انسانها خود نمیتوانند تشخیص دهند که چه ساعتی از شبانه روز ، زمان اقامه نماز است برای همین در شهرها و محله هامساجدی بنا شدن که این متنه زیبا توسط اشخاصی در مساجد با صدایی رسا خوانده شود تا به گوش تمام ساکنین اطراف آن برسد  که به این افراد مؤذن می گویند که.موذن باید
 البته خواندن اذان واحب نیست ولی بهتر است که خوانده شود یعنی مستحب است و بعد از اذان اقامه خوانده می شود و موذن باید عادل وبینا باشد و صدای رسا و بلندی داشته باشد و به اوقات نماز کاملا آگاهی داشته باشد
 اولین موذن اسلام بلال حبشی بود که به دستور پیامبر در مدینه اذان گفته شد .
گفته می شود پیامبر برای فراخوانی مردم برای جنگ بدر نیز از اذان استفاده کرده اند .
معمولا مسلمانان بعد تولد نوزاد در گوش او اذان می گویند ، البته در گوش راست نوزاد و در گوش چپ اقامه ، این رسم
یکی از سنتهایی که از زمان پیامبر تا به امروز هم رواج دارد .
و دلیلش هم اینکه اولین کلماتی که نوزاد به گوشش میرسد خبر از عظمت و بزرگی خدای یکتا باشد و همچنین پیامبر فرمودند این کار نوزاد را از شر شیطان در امان میدارد .
 امام صادق (ع) فرمود:
وقتی اذان و اقامه گفتی ،دوصف از فرشتگان ،پشت سرتو به نماز می گزارند  و اگر تنها اقامه گفتی ،یه صف از فرشتگان پشت سرتو نماز می خوانند .
و همچنین روایت شده است که ” کسی که اذان را بشنود و بگوید آنچه را که مؤذن می گوید ، روزی او افزون می شود .”

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۹م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 49387 بازدید

انشا در مورد شانس

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع انشاء شانس

انشا در مورد شانس

شانس ؟ایا شانس واقعیت دارد و پدیده ای به اسم شانس وجود دارد؟
پدیده شانس ، ایا منطقیه که بگیم من ادم خوش شانسیم یا بد شانس ، نمیدونم ازهرکی هم سوال میکنم نه ردش میکنه و نه قبولش داره
من خیلی از وقتا به این پدیده اعتقاد پیدا میکنم ، مثلا بعضی وقتا بخصوص وقته.امتحانا یهو میبینی یه معجزه میشه و سوالات امتحانم همونایی هستند که خونده بودم ویا یهو یه تقلب از طرفه یکی از بچه های بامعرفت کلاس به دستم میرسه اونجاست که میگم شانس با من یار بوده
یا اینکه وقتی امتحانم یا کاری که میخام انجام بدم درست وحسابی از پسش برنمیام میگم شانس نیوردم یا شانس نداشتم
ولی خوب که فکر میکنم به این نتیجه میرسم که شانس یه پدیده درونی است و به افکار مثبت و منفی خوده انسان بستگی داره
، واینکه میگم شانس اوردم یا نه اونم مربوط به همین افکاره ماست
بعضی وقتا هم به تلاشی که برای انجام کار میکنیم داره
مثلا وقتی میبینیم کسی تو کارش موفق تره میگیم چه شانسی اورده طرف ولی فکره اینو نمیکنیم که چقد برای رسیدن به این جایگاهی که هست تلاش کرده و زحمت کشیده و زود ربطش به شانس میدیم .
بعضی وقتا هم شانس و قسمت رو کنارهم میزاریم مثلا وقتی کسی تصادف میکنه و اتفاقی برایش میفته میگیم این اتفاق شانسش بوده ، یا اینکه قسمتش بوده این اتفاق واسش بیفته .
اما اینجا به این فک نمی کنیم که اگه اون شخص احتیاط کرده بود شاید این اتفاق برایش نمیفتاد .
ولی خب بعضی وقتا هم یه اتفاقاتی میفته که خارج از اختیار ماست و اصلا انتظارشو نداریم مثلا برنده شدن یه ماشین ۲۰۰میلیونی در یه قرعه کشی بزرگ
خوب تو این قضیه باز میشه گفت اون نظرم که گفتم بستگی به افکار و تلاش انسان داره رد میشه ،اخه هرچقد هم بتونم مثبت فک کنم و بگم من برنده میشم قطعا برنده نمیشم و این خودش میتونه یه شانس باشه

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 42124 بازدید

انشا در مورد جلسه امتحان

کتاب مهارت های نوشتاری  پایه نهم با موضوع جلسه امتحان

انشا درباره جلسه امتحان

جلسه امتحان جایگاهیه واسه.دانش آموزان که شاید بدترین و درعین حال دشوارترین مکان دنیاست .
فصل امتحانات که شروع میشه دردسر،ما دانش آموزان هم شروع میشه ، هیچ تفریح و یا کاری،برایمان پیش نمی یاد ولی همینکه این فصل شروع میشه همه این برنامه ها بدونه هماهنگی و جالبتر از همیشه جلو راهمون قرار میگیره . بعضی وقتا خودمو به بی خیالی میزنم و به خاطره استرسی که سر جلسه امتحان بهم دست میده میشینم و فقط تمرکزم رو میدم به خوندن درس ، ولی خب بعضی اوقات نمیشه وسوسه میشم و وای به روز امتحان که وقتی میخام  وارد جلسه امتحان شم همه استرسم اینه که ایا میتونم این درس رو قبول شم یا نه
خدا خیرشون بده این مراقبا رو اخه.کسی نیست بگه عزیزان به اندازه کافی اینجا نگرانی و استرس موج میزنه اخه نمیشه شما با رفت و امدتون اونو بیشترش نکنین و یه جایی یه گوشه اروم بشینید .
جالب تر اینکه که وقتی سر جلسه هستی فقط به فکره یه امداد غیبی یا یه چیزی هستی که بهت کمک کنه ،و همش زیر چشمی به اطراف نگاهی میندازی و حسرت اونایی رو میخوری که سرشون پایینه و دارن مینویسن و با نگاهت بهشون میفهمونی که کمکت کنند یعنی تقلب برسونند
بعضی وقتا هم وقتی مراقب از کنارت میگذره یا نگاهت میکنه با چشمان و قیافه ای مظلوم نگاهی بهش میندازی  تا شاید دلش به رحم بیاد و یه اشاره ای یا کمکی بهت بکنه ، یا لحظه ای که دبیر اون درس میاد میگه مشکلی ندارید و دانش اموزان ازش سوالایی می پرسن ویا میخان راهنمایی کنند که اصلا سردر نمیاری واسه کدوم سواله ،ویا وقتی تا میبینی که داره نگاهت میکنه سریع خودتو مشغول میکنی که مثلا دارم می نویسم .
اینجور وقتا که هیچی بلد نیستم یا چیزی به ذهنم نمیرسه فقط دوست دارم زمان امتحان تموم شه و بگن برگه ها بالا اخه خجالت میکشم زودتر برگه رو تحویل بدم اخه ازینکه برگه خالیمو مراقب نگاه بندازه خجالت می کشم ، یکی نیست بگه خب اخه ادم خجالتی بشین بخون که نه دیگه استرس روز و جلسه امتحان رو نداشته باشی و نه دیگه واسه اینکه کسی برگه رو نبینه مجبور شی تمام ساعت امتحان بشینی
و وقتت رو تلف کنی ، البته اتفاق افتاده بعضی وقتا هم که سوالا رو بلدم و مشغوله نوشتنم یهو وقت کم میارم
 ولی خب تصمیم گرفتم دیگه اجازه ندم این استرس و ترس جلسه امتحان به سراغم بیاد و با خوندن و پشتکارم باهاش یه دوست خوب شم تا یه خاطره خب برام بمونه .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۸م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 13251 بازدید

تبلیغات در سایت انشا

با سلام کسانی که قست تبلیغات در سایت انشا دارن می تونن از روش های زیر استفاده کنن

به ادامه مطالب بروید

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۷م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 20260 بازدید

انشا درمورد ادم فضایی

 کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم در مورد آدم فضایی

انشا با موضوع آدم فضایی

ادم فضایی ،منظور از ادم فضایی چی هست یا چی میتونه باشه من که نمیدونم البته اون همه دانشمند هنوز کشف نکردن بعد من با این معلوماته کم و سطح سوادم که در مقابله انها از یه بیسواد هم کمتره میتونم بفهمم .
از ادم فضایی به نظره من چند نمونه میشه برداشت کرد ، به ادمی که به فضا سفر کرده و این لقب نصیبت شده مثلا ما ایرانی ها وقتی میریم سفر زیارتی لقب اون شهر میاد کناره اسممون و طرف میشه مثلا کربلایی محمد یا حاج حسین ، شاید این هم مثل اونه و اسم فضایی اینجوریه که شده آدم فضایی ، شاید هم نه شاید ادم هایی مثل ما تو فضا زندگی میکنند ، ولی خب مگه ممکنه ؟ مگه میشه مگه داریم بدونه آب و غذا و حتی هوا
ممکن نیست اخه شنیدم که اونجا تو فضا نه آب هست نه غذا پس چطور ادمی یا موجودی میتونه زندگی کنه یا اصلا نفس بکشه چون اکسیژن هم ندارند جالبه ، احتمالا اونا هم همینطور که ما مشتاقیم بریم سیاره شون اونا هم کنجکاون که بیان زمین ، اگه بیان به خاطره زیبایی هایی که داریم فک کنم خیلی ازینجا خوششون بیاد حتی بیشتر از سیاره خودشون .
یعنی شبیه ما انسانها هستند که بهشون میگن آدم فضایی فک نمیکنم شبیه ما باشن همیشه تو فیلمها دیدم چهره های زشتی دارن ، تو بعضی فیلمها شاخکهایی هم دارند و همیشه هم میخان بیان و زمین رو نابود کنند یا انسان هارو ازبین ببرند و جای انسانهارو بگیرند  ولی من که میگم خالی بندیه اگه اونها میخاستن زمین رو یا انسانها را نابود کنند زودتر ازینها که ما عقلمون برسه انجامش داده بودند نمیدونم شاید هم حق با اوناست و من اشتباه میکنم . ولی خب اگه اینطور بود و میخاستن انسانهارو نابود کنند این همه فضانورد و انسان واسه تحقیقات در مورده ماه و ستاره ها و بقیه سیاره های دیگه درسال نمیرفتن فضا .
راستش به نظرم اونا خیلی از ما مهمان نواز تر و مهربون ترند ، چراکه کافی فقط یه بار اونا بیان زمین و قیافشون با ما فرق داشته باشه سریع نابودشون می کنیم یا اینکه بیهوششون میکنیم و میفرستیم ازمایشگاه تا دانشمندان تحقیقاتشون رو شروع کنن که چی هستند ،ساختار بدنشون چطوریه و از کجا اومدند و کلی سوال دیگه ، حالا فقط کافیه اونا یه نگاهه چپ به ما کنند دیگه تمومه ماه و بقیه سیاره هارو به گلوله میبندیم  اخه کسی نیست بگه دانشمندان عزیز بجای این کارا باهاشون دوست شین تا شاید دوستای خوبی واسه هم بشیم اینجوری که شما مثل موش ازمایشگاهی داری ازمایشش می کنین اگه مهربون ترین موجود هم میشد بازم از کوره در میرفتن و نابودتون میکرد چه برسه به اینکه میگین موجوداته خشن و ترسناکی هستند و از اول بفکره نابودی زمین اند .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۷م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 23276 بازدید

انشا در مورد گذر از رودخانه

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع  گذر از رودخانه

انشا پایه نهم در مورد گذز از رودخانه

رودخانه را دوست دارم، گذر رودخانه را دوست دارم ،چرا که با دیدن گذر آب روان و بی صدایش آرامش وصف ناپذیر به دست می آورم .
گذر رودخانه را که دنبال می کنم مانند این میماند که خطه پایان ندارد و به هیچ وجه به.پایانش نمیرسم ولی بااین حال دوست دارم تا نیمی از راه را همراهی کنم به دنبالش که میروم بامنظره های شگفت انگیزی روبرو میشوم منظره هایی که تنها خالقش خدایی جز خدای یکتا نمیتواند باشد . به راستی که یکتا و بی همتاست و فقط اوست که قادر است چنین طبیعتی را آفریننده باشد .
در گذر رودخانه پابپای آب زلال و روانش میروم همچنان که به جلو میروم درختانی را در اطرافش می بینم که با شادابی سربه فلک کشیده اند یا بوته هایی که در کناره آن خودجوش جوانه زده اند .
گله ای از گوسفندانی را میبینم که همراه چوپان و سگ گله به کناره این گذرگاه آمده اند تا از خنکی این آب سیراب شوند و گوسفندان از گیاهان اطراف آن سیر .
جلوتر که میروم صدای قورباغه هایی به گوشم میرسد که گویا کسی را می خوانند شاید یکی جفتش را صدا میزند ویا آن یکی فرزندی مادرش یا ویا مادری فرزندش را .
راهم را همچنان که ادامه می دهم سنگهایی می بینم که گویا مرواریدانی درون صدف جای دارند هستند ، مرواریدانی از جنس بلور .
ولی همینطور که جلوتر میروم ساختمان ها و رستوران هایی را میبینم که بخاطره این پدیده زیبا ، این آب روان و رودخانه پاک رونق گرفته اند . به درون آب نگاهی میندازم تا شاید ماهی یا یه شگفتی دیگر ببینم ولی نیست ناگاه به جلوتر می روم  متوجه می شوم دیگر از آن همه زلالی و شفافیت آب خبری نیست قدم هایم را تندتر میکنم و سریع تر به.جلوتر میروم آی خدای من چشمم به منظره ای می خورد که از انسان بودنم در مقابل این همه زیبایی شرمگین و خجل می شوم .
زباله هایی میبینم که افراد بی فکر به داخل رودخانه روانه کرده اند ،زباله هایی که بعضی هایشان توسط رستوران ها به داخله اب انداخته شده است و بعضی از آن ها نیز توسط افرادی که چند لحظه ای در مسیر این گذرگاه توقف کرده اند ، آیا به.عواقب کار خود فکر نمی کنند که چه پیامدهایی دارد شاید باعث مرگ بسیاری از جاندارانی که چه در درون آب و چه آنهایی که از آب رودخانه میخورند شود .
چه زیبا نوشت سهراب ‘’ اب را گل نکنیم ‘’  شاید جمله ساده ای به نظر برسد ولی در واقع به نظره من  پرمعناترین و زیباترین جمله هاست .
چرا نباید بجای اینکه ازین زلالی و پاکی این رودخانه استفاده کنیم و لذت ببریم با برخورد ناصحیح و زشت خودمان نه تنها سلامت حیوانات بلکه سلامتی طبیعت را به خطر میاندازیم

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۷م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 53595 بازدید

انشا در مورد فیل و فنجان

کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم با موضوع فیل و فنجان

انشا درباره فیل و فنجان

فیل و فنجون چیست ؟ اولین چیزی که بعد شنیدن یا دیدنه این کلمه به ذهنم خطور میکنه چی میتونه باشه؟ مثلا میتونم.بگم بعضی وقتا که تو خیابون قدم میزنم و نگاهم به دو دوست میخوره که یکی خیلی هیکلی و چاق و درمقابل دوستش لاغر و نحیف این به ذهنم میرسه و ناخودآگاه میگم اووووه دقیقا فیل و فنجون هستن .

یا اینکه میشه گفت شاید روزی،روزگاری یک فیلی خواسته با فنجون رفاقت کنه شاید هم برعکس فنجون دوست داشته تا با فیلی همراه شه به هرحال فرقی نمیکنه خلاصه باهم تصمیم میگیرند که باهم دوست بشن ولی خب به نظرم من فقط اسماشونه که میتونن کناره هم قرار بگیرن چون ممکنه یهو فیل حواسش نباشه پاشو بزاره رو فنجون و ....

وخیلی مثالهای مشابه اینها

کلمه فیل و فنجون میشه گفت یه کلمه ساده ست ولی پرمعنا از خود کلمه هم میشه فهمید فیل رو میتونیم مظهر بزرگی و چاق بودن معنی کنیم و فنجون را مظهر کوچکی . البته به نظره من این کوچکی و بزرگی اصلا ربطی به قوی بودن و ضعیف بودن نداره چراکه همه میدونن فیل بااون عظمت و هیکل بزرگی که داره حریف موش نمیشه . فیل به این بزرگی از،یه موش که حتی بعضیاشون از فنجون هم کوچکترند میترسه، یا اینکه با اون جثه ای که داره چه چهره مهربونی داره

اما فنجون ؛ در مورد فنجون چی میتونیم بگیم اینکه چای را با تمام داغ بودنش که نمیشه دست زد درونه خودش بعده چند دقیقه سرد میکنه به نظر کاره ساده ای انجام میده ولی دقیق تر که شیم میبینیم نه چه کاره بزرگی با اون جثه کوچکی که نسبت به فیل داره و همیشه با فیل همراه شده چنین انتظاری باید ازش داشت پس قضاوت در مورد فیل و فنجون کار سختیه

 همچنین بعضی وقتا فنجونایی هستند که شاید دلی به بزرگی یه فیل داشته باشن پس میشه گفت یه نکته مهم اونم اینه که هر فنجونی ضعیف نیست و هر فیلی قوی نمیتونه باشه

خیلی از افراد که من خودم یکی از این افرادم بیشتر مواقع زود قضاوت می کنیم همینطور که شاید اولش من در مورد این کلمه زود قضاوت کردم در مورد اشخاص و ادمای اطرافمون هم این طور هستیم .

خیلی وقتا خیلی از فیلها و فنجون ها را از خودمون ناراحت و دلگیر کردیم بهتر نیست این صفت زشت را از خودمون دور کنیم و برای هرچیز و هر شخصی ارزش قائل شویم .

به امید روزی که به دیگران بیشتر از خودمون احترام بگذاریم .

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۶م خرداد ۱۳۹۶
بازدید : 23150 بازدید

انشا در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید

انشا در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم در مورد قطره ی بارانی هستید که از ابری چکیده اید

کتاب مهارت های  پایه هشتم درس هفتم  با موضوع قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید

در یکی از روز های خوب  بهاری همراه دوستانم روی ابرها در حال بازی بودیم ناگهان صدای بلند رعد و برق  به گوش رسید و ابر ها در حال مچاله شدن بودن و من همراه دوستانم از بالای ابرها به پاین سقوط کردیم .  من خیلیدر آن لحظه حس خوب و در کنار حس ترس داشتم وقتی که به زمین رسیدم درون یک رودخانه پر فشار افتادم که همه قطره های اطراف من  هم همراه با من  وارد رودخانه شدن

من در آن لحظه  خیلی ترسیدم اما در کنار آن لذتی وصف ناپذیر داشتم که همراه موج رودخانه در حال بالا و پایین پریدن بودم و مانند سرسره ایی عمل می کرد که ما را از مسیر رودخانه به سمت  پایین می کشید .. کمی بعد باران قطع شد و رودخانه به مرور زمان  آرام تر گرفت و ما با آرامش در مسیر جریان پیدا کردیم و در نهایت وارد یک مزرعه شدیم که با استفاده از من  و دوستانم به محصولات خود را ابیاری  می کردند

و مابه درون خاک منتقل پیدا کردیم  در آنجا چیزهای عجیب و باور نکردنی  دیدیم . در زیر زمین نیز سفره های زیر زمینی وجود داشت  که ما دوباره از طریق این سفره های زیر زمینی  به بالای کوه رسیدیم که به آن و چشمه های معدنی می گویند

و دوباره در فضای ازاد رها شدم که بعد از مدت ها که درون زمین بودم حس تازگی و سر زندگی را دوباره حس کردم ودر نهایت در اثر تابش خورشید تبخیر شدم و دوباره به روی ابر ها باز گشتم که این فرایند که برای من تحولی دوباره بود گردشآب می گویند

(بیشتر…)

ادامه مطلب
تاریخ ارسال : ۱۶م اردیبهشت ۱۳۹۶
بازدید : 4297 بازدید
سایر صفحات

انشا

اخبار انشاء