close
تبلیغات در اینترنت
مثل نویسی آب ریخته جمع شدنی نیست صفحه ی 83 پایه یازدهم

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

مثل نویسی آب ریخته جمع شدنی نیست صفحه ی 83 پایه یازدهم

 

 

 

مثل نویسی آب ریخته جمع شدنی نیست



در شهری مردی زندگی می کرد که شغل خود را دزدی قرار داده بود و از این راه هر هنگامی که احساس می کرد به پولی نیاز دارد فورا از طریقی مال مردم را تصاحب می کرد تا این احساسش برطرف شود اما از آنجا که مال حرام خوردن ندارد خیلی زود هزینه های خود را صرف امور بی فایده و یا حتی درمان خود می کرد و بر میزان عطش او به شدت افزوده می شد .



آن فرد با این که شغلش دزدی بود خود را در جامعه همانند فردی عادل و عارف نشان می داد و مردم برای حل مشکلاتشان به او مراجعه می کردند و او از این اعتماد سو استفاده می کرد تا این که یک روز دو نفر به برای حل مشکل خود نزد او رفتند و مشکل را با او در میان گذاشتند .



آن دو شخص بر سر مالکیت خانه ی بزرگی با یکدیگر اختلاف داشتند و شخص دزد عادل نما از آن دو درخواست کرد که مدتی کلید آن خانه را به او واگذار کنند تا او روش محاکمه خود را برای حل این مشکل اجرا کند .


 
مرد دزد به آن خانه رفت و در گوشه ی از آن خانه سند آن خانه را پیدا کرد و آن مرد با یافتن آن کاغذ تمام اطلاعات آن کاغذ را کپی کرد و سند تقلبی را برای خود آماده کرد که شخص دزد را صاحب آن خانه ی بزرگ و زیبا معرفی میکرد.



آن دو فرد که برای حل مشکل خود شخص آن فرد عادل نما رفته بودند از حیله ی او مطلع شدند و هنگامی که آن خبر یعنی حیله ی دزد به گوش تمام مردم شهر رسید ، مردم دیگر برای او احترام و ارزشی قائل نبودند و هربار که شخص دزد از نزد مردم عبور میکرد توسط آن ها سرزنش می شد و آبروی او نزد کل مردم شهر ریخته شد و دیگر شخص دزد مجبور بود تا آخر عمر پنهانی زندگی کند و اینجاست که می گویند آب ریخته جمع شدنی نیست .



نظر شما در مورد این انشا چی بود؟ نظر بزارید ممنونم .



هرگونه کپی برداری از متن در وب سایت های دیگر غیر مجاز بوده و پیگرد قانونی دارد .

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی