close
تبلیغات در اینترنت
بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

کتاب مهارت های نوشتاری پایه هشتم صفحه 36

بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست:

مردی چشم درد گرفت و پیش دام پزشک رفت که ای دکتر چشم هایم را درمان کن. دام پزشک از آن دارویی که در چشم های اسب  (حیوان) میریخت  و درمانشان می کرد  در چشم این مرد ریخت  و چشم مرد کور شد



مرد از ان دکتر به پیش قاضی شکایت کرد و قاضی گفت برای این دامپزشک هیچ تاوانی یا مجازاتی نیست زیرا اگر تو خر (حیوان) نبودی برای درمان درد یا بیماری خود پیش دام پزشک نمی رفتی

(گلستان سعدی)

 
این انشا اختصاصی است و کپی کردن بدون ذکر منبع حرام است

 دوستان نظر شما در مورد این انشا چی هست ؟

نظر بزارید

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

  • اصلا به درد نمی خورد

    پاسخ : به هر حال نظر دهی شما دوست عزیر باعث انرژی دادن به ما می شود تا مطالب خود را اصلاح کنیم یا در آینده مطالب بهتری را برای شما عزیران در سایت قرار دهیم .

  • Mrc khob bod"شکلک

    پاسخ : ممنون از نظر دهی شما دوست گرامی .

  • عالی😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁


    پاسخ : خوشحالیم که باعث رضایت و خشنودی شما دوست عزیز شدیم .

  • دستت درد نکنه کارم راه انداختی

    پاسخ : خواهش می کنم . خوشحالم که مفید بوده شکلک

  • عااااالیییی بود مرسی فوق العاده بود خیلی به دردم خورد دمتون گرممم عالی بووودشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک

    پاسخ : خواهش می کنم از نظر شما متشکرم

  • عالی بود مچکرم 😊

    پاسخ : خواهش می کنم . از اظهار نظر شما متشکریم و باعث قوت قلب ماست شکلک

  • این جا نوشته بازنویسی این فقط معنیش است سعی کنید بازافرینی از خودتون باشه

    پاسخ : سلام با تشکر از اظهار نظر ارزشمند شما در جستجوی معنی بازنویسی به مطلب زیر رسیدم :

    در باز نویسی ،باید به چند نکته توجه کنید:

    1- محتوا وپیام متن اصلی ،حفظ شود.

    2-عبارت های دشوار با حفظ مفهوم خود، به زبان امروزی نوشته شود.

    3 -ماخذ دقیق متن اصلی ،آورده شود.

    4- از میان آثار با ارزش ،انتخاب شود.

    5- اگر متن اصلی شعر است،بخش های زیبایی از آن ،در لابه لای متن باز نوشته آورده شود.

    6-بخش های بد آموز یا غیر ضروری را حذف کنید.درباز نویسی ، ضمن حفظ محتوا وپیام نوشته واصل امانت داری ،نوشته را به زبان امروز وقابل فهم برمی گردانید. رویدادها را باز سازی کرده ومطلب را به کمک توصیف چهره ها وصحنه ها می پرورانید. در واقع ،به نوشته شاخ وبرگ می دهید.

  • واقعاعالیییی بود و خیلی به دردم خورد.
    ممنون............
    شکلکشکلکشکلکشکلک

    پاسخ : خواهش می کنم .

  • عالی بود.واقعا دمتون گرم.

    پاسخ : خواهش می کنم . خوشحالیم که از کیفیت مطلب راضی بودید شکلک

  • خوب نیست چون ساده ی ان را ننوشتی

    پاسخ : سلام . این متن ساده شده حکایت هست اصل حکایت این هست :

    مردکی را چشم درد خاست . پیش بیطار (دام پزشک) رفت که دوا کن ؛ بیطار از آنچه در چشم ستوران می کرد ، در دیده ی او کشید و کور شد .. حکومت (شکایت) به داور بردند . گفت : «بر او هیچ تاوان نیست ؛ اگر این خر نبود ، پیش بیطار نرفتی » .
    گلستان

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی