مرجع دانلود انشا پایه هفتم, هشتم,نهم

موضوعات

بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت

درس اول.پایه دهم
حکایت نگاری
کتاب پایه دهم بازنویسی حکایت سگی بر لب جوی،استخوانی یافت

متن حکایت:
سگی بر لب جوی،استخوانی یافت.چندان که در دهان گرفت،عکس آن در آب بدید.پنداشت که دیگری است.ب شره(طمع)دهان باز مرد تا ان را نیز از روی اب بگیرد.آنچه در دهان بود به باد داد.
نگارش حکایت:
.در یکی از روستاهای اطراف شهر ری ،مردمانی بی ریا و باصفا زندگی میکردند
دخترکی در این روستا روزها ب بازیگوشی در کنار رود میپرداخت
رعنا سگی داشت ک بسیار باوفا بود همان گونه که برای رعنا دوستی وفا دار بود بازیگوش هم بود .
روزی که رعنا حوصله ی بازی کردن نداشت ،سگ ب تنهایی کنار جوی رفت .درحال جست و خیز بود که بوی خوشایندی به مشامش برخورد،پی بو رفت و کمی با دست هایش خاک را جا ب جا کرد تا ب تکه استخوانی رسید
پس از کمی بالا و پایین پریدن از روی خوشحالی،استخوان را بر دهان گرفت.
راهی شد تا از روی پل بگذرد و ب پیش رعنا برود . ناگهان بر روی پل تصویر خود را در آب دید و فکر کرد سگی دیگر را دیده که او نیز استخوان بر دهان دارد،خم شد تا استخوان را از دهان ان سگ بگیرد ک از روی طمع استخوان خود را نیز از دست داد و در آب افتاد.
سگ داستان ما از روی نادانی و طمع آنچه را ک خود در اختیار داشت نیز بر باد داد و دست از پا دراز تر به پیش رعنا بازگشت

نظر شما در مورد این حکایت چی بود ؟ نظر بزارید

اگر شما حکایت بهتر داردی برای ما بزارید تا در سایت قرار دهیم

این انشا اختصاصی بوده و کپی کردن بدون ذکر منبع و ادرس سایت پیگرد قانونی دارد

 

تاریخ ارسال : ۱۹م شهریور ۱۳۹۶
بازدید : 27593 بازدید
نظرات کاربران
فشفشه
۱۳۹۶/۷/۱۶ - در ۵:۴۵ ب.ظ

شما که سایت انشا دارید باید بهتر از هرکس دیگر بدانید که انشا ساختارهایی دارد و بدنه هایی و که شما رعایت نکردید… الان این نوشته شما هیچ گونه ارزشی ندارد

بهزاد اربابی
۱۳۹۶/۸/۲ - در ۷:۱۶ ب.ظ

خیلی عالی بود با تشکر

انشا

اخبار انشاء