close
تبلیغات در اینترنت
انشا قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید پایه هشتم

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

انشا قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید پایه هشتم صفحه ی 81

 

 

انشا قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید

 

 



ناگهان خودم را در میان هزاران قطره های دیگر یافتم که همگی از آب های تشکیل شده بودیم که در ابر ها جمع شده بودیم و ابر ها که دیگر تحمل تجمع ما را نداشتند از کارشان که حفاظت ما بود سرپیچی کردند و ما را مجبور به سقوط آزاد کردند .



در حین سقوط کردن من در بین هزاران قطره های آب دیگر کمتر از همه به چشم می آمدم و مشغول به نگاه کردن اطرافیانم شدم که هیچکدام ترسی نداشتند از این که به زمین می خورند و با یکدیگر مشغول گفتگو کردن بودند و مثل این که بعضی از آن ها قبلا در این مکان حضور داشتند و مکان های مختلفی انتقال یافته بودند.



من برای اولین بار بود که در همچین مکانی قرار گرفته بودم چون که قبلا همیشه در هوا سرگردان بودم و ترس فراوانی داشتم از این که نمی دانستم قرار است به کجا منتق شوم ولی از این که صحبت های دیگران را می شنیدم و خوشحال بودند پس من هم سعی کردم تا کمی آرام بگیرم .




بالاخره به نزدیک زمین رسیدم و بر روی سطحی بلند افتادم که شیب بسیار تندی به سمت پایین داشت و من و چند قطره ی دیگر به سرعت به پایین می رفتیم که نام آن بلندی را از زبان یکی از آن ها شنیدم که می گفت : کوه نام دارد .


سر انجام در حین پایین رفتن پشت مانعی گیر کردیم و من به شدت ناراحت شدم چون آن شی نسبتا بلند و سیاه بود و مثل این که می خواست به من اجازه ندهد تا به دنبال ماجراجویی خود برویم که ناگهان چشمم به پشت سرم افتاد و هزاران قطره های آب دیگر را دیدم که به سمت من می آیند و همگی با یکدیگر به آن شی سخت که سنگ نام داشت برخورد کردیم و با اتحاد و همکاری یکدیگر باعث شدیم تا درون آن حفره ای ایجاد کنیم و ماجراجویی خود را دنبال کنیم .



ما قطره ها در روی کوه با یکدیگر به پایین آمدیم و پس از گذشت از جاهای سرسبز به یک مکان بسیار آبی رنگ رسیدیم که در آنجا قطره های آبی رنگ فراوانی زندگی می کردند که اسم ما را در آنجا دریا گذاشته بودند و این که اسم ما قطره ها در هر جایی متفاوت است و من از این همه زیبایی دریا و اطرافش به شوق آمده بودم که ناگهان موجودی که در دریا می زیست دهان خود را باز کرد و من به داخل رفتم و از آن پس تا کنون من چیزی جز سیاهی و تاریکی مشاهده نکرده ام و امیدوارم که دوباره بتوانم روشنایی و زیبایی دنیا را تماشا کنم .


نظر شما دوستان در مورد این انشا چی هست؟ نظر بزارید ممنونم .

متن این انشا اختصاصی بوده و هرگونه کپی برداری از متن در وب سایت های دیگر حرام بوده و پیگرد قانونی دارد .

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی