close
تبلیغات در اینترنت
انشا در مورد صدای باران پایه هشتم صفحه ی 53

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

انشا در مورد صدای باران پایه هشتم صفحه ی 51

 

انشا در مورد صدای باران  

 

 

انشا در مورد صدای باران

 

 

چشمانم را آرام آرام از خواب شیرینی که در آن غرق شده بودم باز نمودم و همچنان صدایی مانند خوردن سنگ به سقف خانه به گوش من می رسید .


به نزدیک درب حیاط رفتم و آن را باز کردم تا ببینم چه اتفاقی دارد رخ می دهد که ناگهان باد قطرات آب زیادی را بر روی لباس هایم پاشید که همانند تکه یخ های بزرگی بودند و لباس های من را خیس کرد و من مطلع شدم که باران در حال باریدن است.

به داخل خانه رفتم و پنجره را باز کردم تا رایحه ی خوب باران وارد اتاق شود و من بتوانم آن بوی خوب باران را در کل وجودم احساس نمایم و با آن آرامشی خاص را تجربه نمایم .

بوی نم و نای باران کل فضای خانه را پرکرد و من غرق در آرامش بودم که از شدت باران کم شد و صدای چک چک باران که به زمین می خورد کم تر شد و بجای آن صدای آب هایی به گوش می رسید که تمام پشت باهم های همسایه را پر کرده بود و از ناودان آن ها به زمین می ریخت و از حس آرامشی که به من دست داده بود کم تر شد و آن صدا و آن رایحه ی خوب کل وجود و حال و هوای من را دگرگون ساخت .

 

 

نظر شما در مورد این انشا چی هست ؟ نظر بزارید ممنونم

 

هرگونه کپی برداری در سایت های دیگر ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد .

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی