close
دانلود آهنگ جدید
انشا درباره زمستان | 4 انشا

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

 

انشا درباره زمستان

4 انشا

انشا زمستان










انشای ازاد درباره زمستان


مقدمه:
سال چهار فصل دارد،به اسم های بهار،تابستان،پاییز و دراخر زمستان ،فصل سرما و برف و باران.

زمستان همیشه حامل برف و باران و سرما بوده است وهمیشه خواهدبود.فصلی که خیلی از مردم ان را به خواب طبیعت تعبیر می کنند. فصلی که روح ازبدن طبیعت خارج می شودوبه خواب موضعی می رودتا که نوروز و بهار فره برسد ودوباره طبیعت نفسی تازه بکشدودباره زیبایی های خودرا به نمایش برساند.




زمستان فصلی است که ابرهای سیاه،اسمان را می پوشاندوازان هابرف های سفید همچون مرواریدبه زمین می نشیندو زمین را سپیدپوش می کند.گویی طبیعت لباس سپیدی پوشیده تا خودرا برای روز عیدوبهاراماده کندوجشن و پایکوبی به راه کندباامدن زمستان و باران زمین از اب و برکت خداوندسیراب می شودو درختان و زمین کم کم از بستر و ارامگاه خود بیرون می اید گویی که دوباره متولدشده اند.فصل زمستان همچون همه ی فصل ها سه ماه دارد به نام های دی و بهمن واسفند.

دراین فصل بعضی از حیوانات به خواب زمستانی می روندمانندمار،مارمولک و خرس و پرندگان به علت سرما از منطقه ی سردسیر به منطقه ی گرم سیر مهاجرت می کنند و همچنین دراین فصل سفره های زیرزمینی و چشمه ها و رودخانه ها پراب می شوندو زمین را برای کشت و کاربهاری اماده می کنند.

 

نتیجه گیری:
زمستان یکی از پرنشانه ترین فصل های خداوندمی باشد.این فصل این نتیجه را به ما می دهد که خداوندقادر و توانا می تواند مردگان را در روز رستاخیز زنده کندو بهار بعداز امدن زمستان بهترین نشانه ی ان می باشد.

حمی.خ

 

 

 

انشا زمستان شماره 2

 

 

انشا زمستان









انشا زمستان







دانه های برف آرام آرام بر روی شاخه های درختانی که در خواب به سر می برند می نشینند ، کم کم از‌ گرمی هوا کاسته می شود و دانه های برف برگ های زرد و نارنجی رنگی را که بر روی زمین اند را می پوشاند .

 

بچه ها از پشت پنجره منظره ی شگفت انگیز بیرون را تما شا می کنند و هر لحظه منتظر می مانند تا برف به طور کامل بر روی زمین بشیند و همه ی شهر سفید پوش شود .


 



 

 

دیگر در کوچه و خیابان پرندگان دیده نمی شوند و آواز زیبای آن ها به گوش نمی رسد و در آن لحظه یک سکوت کوتاه مدت شهر را در آغوش می گیرد.

 

چند ساعت پس از بارش پیابی برف اگر در خیابان ها قدم بگذاری ، کودکان را خواهی دید که همگی لباس گرم و دستکش های خود را پوشیده اند و با گلوله کردن برف ها در درون سنگر های از جنس برف مشغول بازی کردن هستند و سکوت را شکسته اند .

 

کمی آنطرف تر کودکان آدم برفی های خود را می سازند و با سنگ و چوب اجزای صورت و پیراهن آن را درست می کنند و در فاصله کمی از آنها آتشی روشن شده است که خود را گرم می سازند.

 

سپس بارش برف کم تر می شود و ما شکر گذار خدای خود می شویم که ما بندگانش را از این نعمت با بهره ساخته است ؛ چند روز بعد آرام آرام برف ها آب شده ، آدم برفی ها در زمین غرق می شوند و فقط خاطره ی خوب یا بدی را در زندگی خودمان رقم می زنیم .

 

 

انشا زمستان شماره 3

 

انشا زمستان




فصل ها ،این نعمت های زیبا که هر کدام مانند لباسی بر تن عریان طبیعت می نشینند. و آن را مانند تابلویی نقاشی پر رنگ می کنند تا ما نشانه هایی از قدرت خداوند را در یابیم و با تماشای این صحنه های زیبا روحمان را جلا دهیم.


 

 

زمستان یکی از زیبا ترین فصل های طبیعت است ، که برف در آن مانند لباس سفیدی بر تن نو عروس طبیعت می نشیند و آن را برای رسیدن بهار آماده می سازد . در خیابان که قدم می گذاری آدم برفی ها مانند چسب های ایستاده بر خیابان ، نوید آمدن زمستان را با لبخندی بر لب و کلاهی بر سر می دهند . کودکان نیز با شادی های کودکانه فریاد می زنند و یکدیگر را با گلوله های برف هدف می گیرند.

 

 

تو از کنار ان ها می گذری با خود فکر می کنی که که اگر این فصل نبود شاید این کودکان شاد دیگر نبودند و تو انگیزه ای برای قدم زدن نداشتی. به راهت ادامه می دهی آتشی در دل سرما در گوشه ی خیابان زبانه می کشد ، و تو را به گرمای خودش دعوت می کند و تو نیز دست های از سرما سرخت را بر روی آتش می گیری ، و به سرمای از باد این فصل فکر می کنی که به علت دوری خورشید از زمین است.


فصل ها بسیار زیبا اند فقط کافی است کمی با دقت به اطرافمان نگاه کنیم تا به زیبایی ها و ویژگی های این فصل پی ببریم و به قدرت خدا ایمان پیدا کنیم.

 

 

انشا زمستان شماره 4

 

انشاء پایه دهم در باره زمستان
درس اول:پرورش موضوع
موضوع:زمستان
سوالات
۱:ویژگی زمستان چیست؟
۲:زمستان نشانه چیست؟
۳:اگر زمستان گرم بود چه میشد؟
۴:چرا در زمستان درختان برگ و بار آنچنانی ندارند؟
۵:اگر برف ها اسیدی بودند چه میشد؟

مقدمه

زمستان،فصل سرما،فصل پایان سرما،فصلی که میتوناند نویدی برای در راه بودن بهار باشد.
.
فکر کنید که زمستان نبود،دیگر بهار متفاوت نبود و شوقی به همراه نداشت.زمستان نشانه بزرگی خداوند و منشأ سرماست.
اگر زمستان به جای سردی روی گرم داشت،دیگر نامش زمستان نبود،دیگز با امدنش شوقی نبود.
با بارش الماس های سفید ذوغی در دلها نبود.


میتوان به زمستان نگاه دیگری داشت،زمستان خود را بی برگ و باری میسازد تا بارسیدن بهار تازگی خود را از دست ندهد،زمستان میتواند رویایی باشد،هم برای کسانی ک در یک منتظقه مرطوب زندگی میکنن و هم کسانی ک در مناطق گرمسیر دیدن و تجربه کردن زمستان برایشان ارزوست.

 

 

 رویایی زمستان میتواند متفاوت باشد ،دیدن بلور های برف،سرد شدن دستان و سرخی صورت زمانی که در مجاورت با سرما قرار میگیری,این ها براب یک جوان یا نوجوان یک خواسته رویایی باشدد،شاید برای کسی که این مطلب را میشنود طنز امیز باشد ولی اگر یک جوان که ذهن بازی داردبه اعماق وجود خود بی اندیشد و از خود بپرسد که در زمستان چه کارهایی را دوست دارد انجام دهد شاید یک مورد ،حتی کوچک هم پی ببرد ،هرگز فراموش نکنید که میتوان با چیز های حتی کوچک هم رویا ساخت.
اگر لطف خداوند نبود چگونه زندگی داشتیم،شما فمر کنید که برف ها اسیدی بودند ،دیگرهیچ کس و هیچ چیزی در عمان نبود ،همه ی موجودات به جای شور و شوق برای باریدن برف ،نگرانی و نفرت را در دل خود می پروراندند.
ای خدایی که مهربانی ات شامل همه ی موجودات میشود و خیر و صلاح هرکسی را بهتر از خودش میدانی تورا برای تمامی نعمتت هایت سپاسگذارم


 


نظر شما در مورد این انشا چی هست ؟ نظر بزارید ممنونم

 

هرگونه کپی برداری از متن انشا در سایت های دیگر ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد


تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی