close
تبلیغات در اینترنت
انشا ادبی درمورد خواهر

انشا

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

انشا ادبی درمورد خواهر

سه شنبه 06 آذر 1397

انشا آزاد با موضوع خواهر

 

 

انشا آزاد با موضوع خواهر

 

انشا خواهر

 

 

هر انسانی وارد باغی می شود آرزوی میوه ای یا گلی را می کند .
من هم وارد اقیانوس شدم و از میان جزیره های اقیانوس وجودش ، جزیره قلبش را انتخاب کردم . آدرس وجودش ، ساحل آرامش - سوار بر قایق آرزو - مقصد جزیره قلب ...



وارد جزیره که شدم به جاده ی مهربانی رسیدم ، در جاده ی مهربانی با چیزهای زیادی روبرو شدم ، در هرکدام از خط های سفید جاده مهربانی خاصی نهفته بود ، بعد از آن به خیابان محبت رسیدم ، خیابانی که تا چشم می دید انتها نداشت و موج آور محبت بود ، خوبی ها همچون ماهی در وجودش شناور بودند .

در خیابان محبت کوچه ای بن بست وجود داشت  ، کوچه ای که تمام محبت وجودش را خلاصه می کرد ، کوچه ای با دیواری از جنس آجرهای نیک ورزی ، اقیانوس وجودش آبی رنگ ، آبی همچون اقیانوس بی کران .

نوری از وجودش جرقه می داد گویا شعاع نور آفتاب بود . نوری که با بخشایش و بزرگی اش اقیانوس وجودش را رنگین می ساخت .

خلاصه وجودم با وجودش یکی شده بود و وجودش را از مهر وجودی عمیق تر می دیدم "خواهرم" این را نوشتم که تو را توصیف کنم .

 

 

نظر شما در مورد این انشا چی هست ؟ نظر بزارید ممنونم

 


مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی